بازگشت به صفحه اصلى







اسلام شناسى جلد ١





مقدمه اى در اسلام شناسى
(ج ١)
چاپ اول: فروردين ١٣٥٧، تهران
چاپ دوازدهم ١٩٩٩، آلمان

فهرست مطالب


٥ ـ ٧ پيشگفتار
٩ ـ ١١ مقدمه
١٣ ـ ٦٣ ١ ـ حضرت محمد و پيدايش اسلام
زمينه هاى اجتماعى و فرهنگى (١٥) تأثير عقايد زرتشتى (٢٢) «امّى» بودن پيغمبر (٢٦) ماجراى «غرانيق» (٣٠) مهاجرت به مدينه و تحكيم قدرت سياسى ـ مذهبى (٣١) اشراف مكه اسلام را مى پذيرند (٣٣) مرتد شدن كاتب وحى (٤٢) كسب غنائم، انگيزه اصلى جنگ هاى اعراب (٤٣) اسلام و مالكيت (٤٥) تعاليم اخلاقى ـ اجتماعى قرآن و حضرت محمد (٥٠) بردگى در اسلام (٥٥) زن از ديدگاه اسلام (٥٧) ماهيت «برابرى و برادرى اسلامى» (٥٩) مرگ حضرت محمد و ظهور اختلافات (٦٢)
٦٥ ـ ٩٣ ٢ ـ حكومت خلفاى راشدين
ماجراى سقيفه (٦٧) غدير خُم و مسأله جانشينى حضرت على (٦٨) برگشتن توده ها از اسلام و ظهور پيغمبران جديد (٧٢) حمله اعراب به ايران (٧٦) اشراف ايرانى، اسلام را قبول مي كنند (٧٩) قتل عمر: انعكاسى از نارضايتى ايرانيان (٨١) مقاومت ايرانيان در برابر اعراب (٨٣)جنگ جمل (٨٨) جنگ صفين (٨٩) خوارج (٩٠) جنگ نهروان (٩٢) قتل حضرت على (٩٢)
٥ ٩ ـ ١٠٦ منابع و مآخذ
١٠٧ ـ ١١٧ نامنامه




پيشگفتار
بر چاپ دوازدهم

اسلام و علل يا عوامل گسترش آن در شبه جزيره عربستان و كشورهاى مفتوحه (از جمله در ايران) فصل ناتمام يا دنباله دارى در پژوهش هاى تاريخى بشمار مى رود، از اين رو هر پژوهش تازه اى مى تواند دريچه نوينى بر اين «فصل ناتمام» بگشايد.

بيش از ٢٠ سال از چاپ نخست كتاب حاضر مى گذرد و با آنكه در اين سال ها پژوهش هاى بسيار ارزشمندى در تاريخ اسلام منتشر شده امّا گويا علاقمندان تاريخ اسلام به اين كتاب كوچك، عنايتى خاص داشته و هم از اين روست كه اينك چاپ دوازدهم آن انتشار مى يابد.

در فروردين ماه ٥٧، بودند روشنفكران بسيارى كه چاپ و انتشاراين كتاب را در شرايط سياسی آن روز ايران، نوعی «خطركردن»، «نابهنگام» و «بی اطلاعی از مبانی اسلام راستين» قلمداد می كردند. در واقع، شرايط سانسور و وجود نوعی تقيه و ذهنيّت اسلامی در ميان محققان ما و در نتيجه، عدم انتشار هرگونه اثر تحقيقی «برخلاف شرع انور اسلام»، ضمن رواج خرافات مذهبی و تقويت شبكه های دينی، باعث شد تا بسياری از روشنفكران ايران نيز با كم بهاء دادن به مطالعات تاريخی و عدم شناخت مبانی عقيدتی اسلام و نقش روحانيت در تاريخ معاصر ايران و خصوصاً با ناآگاهی از عقايد سياسی ـ اجتماعى آيت الله خمينى، از ايفاي نقش تاريخی خويش در آگاهی، سازماندهی و هدايت توده ها باز بمانند... و اينچنين بود كه در خلاء آگاهی های تاريخی و در فقدان مطالعات و تحقيقات روشنگر، شبكه های سنّتی و سراسری روحانيت توانستند روز بروز تقويت شوند و بعنوان پايگاه هاى اصلى تبليغات روحانيون، سرانجام در بهمن ماه ٥٧ بصورت اهرم مهمى در بسيج مردم و انتقال قدرت از شاه به آيت الله خمينى عمل نمايند.

بى ترديد، اسلام، بعنوان يك پديده تاريخى و اجتماعى، براى جامعه ١٤٠٠ سال پيش شبه جزيره عربستان، عاملى پويا، متكامل و مترقى بود، اما تلقّى آن بعنوان يك «پديده پويا براى بشريّت متكامل در همه زمان ها و مكان ها» يا «دينى كه بر قله همه ايدئولوژى ها و انديشه هاى حاكم بر ذهن قرن بيستم قرار دارد» ، نه بسود اسلام است و نه بسود تاريخ و تحولات تاريخى. «١»

حضرت محمد، همانگونه كه خود تأكيد كرده، انسانى بود مثل ديگر انسان ها«٢» با همه ضعف ها، بلندپروازى ها، خشم ها، علايق، آرزوها، هوس ها و كمبودهاى يك انسان ، بنابراين در تحليل زندگى يا تصوير شخصيت پيغمبر اسلام بايد از افسانه سازى ها و اغراق پردازى هاى رايج پرهيز كرد و حضرت محمد را تنها در پرتو روايات معقول و اسناد معتبر تاريخى و خصوصاً براساس تعاليم و اقدامات عملى وى بازشناخت. به عبارت ديگر، در بررسى تاريخ اسلام بايد عقل نقّاد را پايه بررسى ها و داورى هاى خود قرار داد و نه ايمان و تعصّب مذهبى را.

كتاب حاضر، بيست سال پيش و در لحظات حسّاس و شرايط شتابناك سياسى آن روز ايران كه به «انقلاب اسلامى» انجاميد، تهيه شده بود. مخاطبان واقعى اين كتاب كوچك، قشرهاى اجتماعى معيّنى بودند، از اين رو، در نگارش آن، ايجاز و اختصار بسيار بكار رفته است، كمبودها و ضعف هاى موجود كتاب، هم از آن «شرايط شتابناك» و هم از اين «ايجاز و اختصار بسيار» است. عدم بضاعت مؤلف نيز بى ترديد بر اين كمبودها و ضعف ها افزوده است.

شايد لازم بود كه چاپ جديد اين كتاب، مفصّل تر و با فصل ها و بخش هاى جديدى منتشر گردد، اما گفتنى است كه اين كتاب كوچك، حاصل شور و شراره هاى جوانى من است و بى ترديد يادآورى يا نگاه كردن به «راه هاى طى شده جوانى»، خاطره انگيز و آموزنده است و مى تواند در تصحيح يا تعالى نظر مؤلف، مفيد باشد، هم از اين روست كه در تجديد چاپ هاى متعدد اين كتاب، مؤلف از تفصيل يا تكميل آن پرهيز كرده، خصوصاً اينكه در جلد دوم كتاب، از مطالب و موضوعات تازه اى سخن رفته است. با اينحال اصلاحات يا اضافات چندى در چاپ حاضر صورت گرفته است.

مردم ايران در تجربه خونين و هولناك سال هاى اخير به آگاهى هاى فراوانى دست يافته اند. در چنين شرايطى است كه بررسى هاى روشن ترى در باره اسلام و پيشوايان آن از اهميت بيشترى برخوردار مى شود.

اگر اين كتاب كوچك، پرتو كمرنگى در مطالعات اسلام شناسى بشمار آيد، مؤلف خود را مسرور و اجر خويش را مشكور خواهد يافت.

على ميرفطروس
( بابك دوستدار )
١٢ اكتبر ١٩٩٨




١ ـ براى آگاهى از چنين تلقى هائى در نزد روشنفكران اسلامى ايران نگاه كنيد به: مالكيت، كار و سرمايه از ديدگاه اسلام، دكتر حبيب الله پايدار (ح. پيمان)، صص ٨١، ٩٧، ٢١٧، ٢٣١-٢٣٢ و ٢٦٢-٢٦٤؛ جزميت فلسفه حزبى (نقدى بر اسلام در ايران پطروشفسكى)، ابوذر ورداسبى، صص ١٤٤، ١٥٨-١٦٨؛ جهت گيري طبقاتي در اسلام، دكتر علي شريعتى، صص ٢-٣؛ اسلام و مالكيت، سيد محمود طالقانى، صص ٢٢٣-٢٢٤؛ حسين، وارث آدم، دكتر على شريعتى، ص ٣٥٤؛ اسلام شناسى؛ دكتر على شريعتى، ج ١، ص ١٦٧؛ نشريه مجاهد، شماره ٢٧٦، ص٢٠، مقاله محمد على توحيدى؛ پيرامون انقلاب اسلامى، مرتضى مطهرى، صص٤٠-٤١ و مقايسه كنيد با: طلوع انفجار (پيام و پيام آور)، على اصغر حاج سيد جوادى، ص٧.

٢ - قل انما انا بشر مثلكهم: سوره كهف، آيه ١١٠؛ سوره فصلّت، آيه ٦.



مقدمه
كتاب حاضر، نتيجه سال ها تحقيق و تفكر من در زمينه شناخت اسلام است. از آن هنگام كه اسلام را، بعنوان يك نظام عقيدتى و اجتماعى، براى توضيح بسيارى از پديده ها نارسا و ناتوان يافتم، كوشيدم تا با برخوردارى از يك بينش علمى و درك فلسفه تاريخ، با اسلام برخوردى واقع گرايانه و در عين حال انتقادى داشته باشم و بر اين اساس، زمينه اى براى مطالعات و تحقيقات خود فراهم ساختم.

ناآگاهى عمومى مردم در باره زمينه هاى پيدايش اسلام و چگونگى تعاليم اخلاقى و اجتماعى آن و بخصوص كوشش هاى برخى از روشنفكران مسلمان كه با ارائه تئورى هاى التقاطى و با تعبيرهاى دلخواه و تفسيرهاى فريبنده از احكام اسلامى (از جمله مالكيت)، «جامعه بى طبقه توحيدى» و «برابرى اسلامى» را شعار خود قرار داده اند، همه و همه، بررسى دقيق تاريخ اسلام را لازم و ضرورى مى سازد. بر اين اساس، مؤلف معتقد است كه بررسى و مطالعه تاريخ اسلام، امروزه، وسيله مناسبى در مبارزه مردم براى دور ماندن از اشتباه و سلاح قدرتمندى براى دستيابى آنان به آگاهى بيشتر و آينده اى روشن تر مى باشد.

مؤلف كوشيده است كه در طول تحقيقاتش، بجاى تكيه بر ذهنيات خود، بر انبوهى از اسناد اسلامى و مدارك تاريخى متكى باشد، با اينجال اميدوار است كه نسبت به شيوه علمى تحقيق، وفادار مانده باشد.

لازم بيادآورى است: مؤلف نخواسته كه بشيوه مرسوم بعضى محققان، با بهم بافتن مطالب تكرارى و زايد، بر «قُطر» و «وزن» كتاب خود بيفزايد، بلكه كوشيده است كه بيشتر به جنبه هائى از تاريخ اسلام توجه نمايد كه از طرف اكثر مورخين و محققين، اشاره چندانى به آن ها نشده است، از اين رو: در اين كتاب، خوانندگان گرامى با مسائل و وقايعىاز تاريخ اسلام آشنا مى شوند كه شايد تازه و براى اولين بار باشد.

اين كتاب، گوشه هائى از تاريخ اسلام ـ از آغاز ظهور حضرت محمد تا قتل حضرت على ـ را ببررسى مى گيرد. محدود كردن تحقيق در اين مقطع زمانى براى آنست كه خوانندگان، خصوصا با «اسلام راستين» (كه امروزه با نام «نَبوى» و «عَلَوى» از «اسلام امَوى» و «صَفوى» متمايز مى گردد) آشنا شوند. بديهى است كه پرداختن به تاريخ اجتماعى ـ سياسى اسلام در دوره هاى بعد، بر عهده كتاب ها و تحقيقات ديگر مى باشد.

مؤلف بخوبى مى داند كه بسيارى از مطالب و مستندات اين كتاب، «خوش آيند» دشمنان آگاهى و «مورد پسند» بسيارى از دوستان مذهبى ما نخواهد بود، با اينحال اميدوار است كه چاپ و انتشار اين كتاب، زمينه اى براى آغاز بحث هاى اساسى در باره اسلام و چگونگى پيدايش، گسترش و سلطه آن، خصوصا در ايران، باشد. در پرتو چنين بحث هائى است كه مى توان به غناى حافظه تاريخى جامعه كمك كرده و به آن، جهت دستيابى به آينده اى روشن تر، مدد و يارى رساند.


بابك دوستدار