Print This Post Print This Post
کتاب‌ها


گفتگوها

در بارهء تاريخ اجتماعى ايران، فرهنگ، سياست،
انقلاب مشروطيت و روشنفكران ايران
چاپ اول: ١٩٩٨، آلمان

بابِ گفتگو:

مقدمه ٥ – ٨
ايرانيان، همواره در زير يک سقفِ تاريخی-فرهنگی زندگی کرده اند

٩ – ٢٨
تاريخ ايران، تاريخ “ايل”هاست نه “آل”ها ٢٩ – ٧٢
وقتى حقيقت، آزاد نباشد، آزادى، حقيقت ندارد

٧٣ ـ ١٠٩
نامنامه ١١١ ـ ١١٩

«گفتگوها»ست در اين راه كه جان بُگدازد

(حافظ)

مقدمه:

كتابِ حاضر مجموعهء گفتگوهائى است دربارهء تاريخ اجتماعى ايران، فرهنگ، سياست، روشنفكران، انقلاب مشروطيت و ادبيات ايران.
گفتگوهاى مطبوعاتى -معمولاً- محدوديت‌ها و كمبودهاى خاص خود را دارند، با اينحال، طرح مسائل مطروحه در اين گفتگوها چنان است كه فكر می‌كنم “حقِ مطلب” اداء شده باشد.

مضمون اصلى اين گفتگوها، بازنگرى و بازانديشى نسبت به تاريخ ايران، و نيز، دعوت به رهائى از قيدِ “روايتِ انحصارى تاريخ” است چرا كه معتقدم: تاريخ ايران و خصوصاً تاريخ معاصر ايران، همواره دستخوشِ تنگ نظری‌هاى سياسى و تفسيرهاى ايدئولوژيک بوده است. به‌عبارت ديگر: در ميهن ما، تاريخ، همواره، چُماقِ سياست‌بازان در سركوب مخالفان بوده است نه چراغ آگاهى و تقويت همبستگی‌هاى ملّى ما. هم از اين‌روست كه به تعداد ايدئولوژی‌ها و احزاب سياسىِ متفاوت، ما تاريخ و روايت‌هاى متفاوت تاريخى داريم.

تاريخ، سياست نيست اگرچه گاهى رويدادهاى سياسى می‌توانند تاريخى به‌شمار آيند، اما رويدادهاى تاريخى را بايد از عرصهء منازعات سياسى خارج ساخت و آنها را موضوع بررسی‌هاى بی‌طرفانه قرار داد. ملّت‌هاى آزاد جهان، تنها با يک برداشت ملّى از تاريخ خود، خويشتن را آزاد ساخته‌اند. بنابراين: رهائى از قيدِ “روايتِ انحصارى تاريخ”، سرآغاز آزادى و رهائى ملّى است.
در جاى ديگر گفته‌ام: تاريخ -به‌عنوان يک علم- به‌معناى بررسى، كشف و تبيين روابطِ عِلّى‌ىِ حوادث و حركت‌هاى اجتماعى است، و هم از اين‌روست كه درک تاريخ، درک چشم‌اندازهاى آينده نيز هست، چرا كه “آينده” برآيندِ ناگزيرِ “گذشته” و “حال” است.
با چنين دركى، در گفتگو از تاريخ معاصر ايران به‌قولِ ابوالفضل بيهقى: «هرجا نكته‌اى بودى، در آن آويختی.»

اين “گفتگوها” لحظاتى است از عمر ناپايدار و شراره‌هائى است از آتشِ جان كه اميدوارم در جان‌هاى بيدار بگيرد و باعث تأملى گردد.

تنظيم و تدوين اين گفتگوهاى پراكنده، به همّتِ همسر مهربانـم فراهم آمده است، لذا اين كتاب را به يار و همراه زندگيم تقديم مى‌كنم.

على ميرفطروس
٢٥ دسامبر ١٩٩٧
پاريس

فرستادن این مطلب برای دیگران