Print This Post Print This Post
تازه‌ها


پیشگفتارچاپ سوّم

* پژوهشگر کنجکاو، در ميان اسناد و عملکردهای بازيگران اصلی تاريخ معاصر ايران، بايد خطوط نانوشته يا ناگفته را نيز استنباط و استخراج کند و همين امر، گاه، پژوهشگر کنجکاو را مورد انتقادهای «محقّقان سنّتی» قرار می‌دهد.

* چرا مصدّق ـ قبل از 28 مرداد ـ «ارنست پرون» («از عوامل دست اول كودتا» و «جاسوس انگلستان در دربار») را آزاد و در عوض، فرماندار نظامی‌خويش (سرهنگ اشرفی) را بازداشت كرد؟

* هرگونه تحقيقی درباره‌ء 28 مرداد 32 ضمن پاسخ به سئوالات فوق، به طور مشخّص بايد به اين سئوال كليدی پاسخ دهد كه: چرا در روز 28 مرداد، مصدّق، ميدان را خالی كرد و با وجود در دست داشتن همه‌ء نيروهای نظامی‌ و انتظامی، از همه‌ء هوادارانش خواست تا در روز 28 مرداد در خانه‌هاء خويش بمانند و ازهرگونه تظاهراتی  خودداری کنند؟    

                                                                                  * * *

   ز گفتار، ويران نگردد جهان       

     بگو آنچ رايت بُود در نهان                                                             

                          ( فردوسی )

28 مرداد 32 و سقوط آسان دولت دکتر مصدّق، مسئله‌ی پیچیده و رازآمیزی است که پس از حدود 60 سال و با وجود کتاب‌ها و تحقیقات متعدّد، هنوز در‌ هاله‌ای از ابهام‌ها و افسانه‌سازی‌ها قرار دارد. سلطه‌ی گرایش‌های سیاسی ـ ایدئولوژیک در تفسیر این رویداد مهـّم، فهم و درک جریانات منجر به 28 مرداد را دشوار می‌سازد. از این گذشته، مواضع سیـّال بعضی بازيگران اصلی اين رويداد و تناقض در برخی گفتارها و رفتارهای شان ـ كه مصدّق، گاه، آن را ناشي از «نداشتن حافظه‌ی صحيح» می‌داند(1) ـ درک نيـّات و انگيزه‌های اصلی آنان را دشوارتر می‌کند نمونهء مهم ومسئله سازاینگونه«مواضع سیّال»،تناقض در گفتارورفتاردکترمصدّق دربارهء دریافت فرمان عزل خودودادن «رسید»وسپس پنهان کردن وانکار آن درمواردمختلف است!ازاین گذشته،چندماه پس ازسقوط دولت مصدّق کشف شبکهء سازمان نظامی حزب توده وامکانات حیرت انگیزآن ، نه تنها بسياري از اعضاي حزب توده را دچار شگفتي و حيرت ساخت[2] بلکه بقول سپهرذبیح(سردبیرسابق باخترامروز): حتّی«رهبران بسیار دیرباور ِجبههء ملّی را نیزدچاروحشت وحیرت کرده بود»[3]،لذا،سخن مصدّق(بعنوان وزیردفاع)مبنی براینکه«حزب توده ای وجودنداشت»[4]یا«حزب توده حتّی یک تفنگ نداشت»[5]،بسیارشگفت انگیزاست.چنین مواردی امرتحقیق رابادشواری های فراوان روبرو می سازند.ازسوی دیگر،حـّس «مظلوميـّت»، «قرباني بودن» و «قهرمان شدن» نیز در شرايط متفاوت، بسياري از بازيگران اصلي تاريخ این دوران ـ خصوصاً دكتر مصدِق ـ را مجذوب خويش ساخته است. بنابراين، پژوهشگر کنجکاو، در ميان اسناد و عملکردهای اين بازيگران، بايد خطوط نانوشته يا ناگفته را نيز استنباط و استخراج کند و همين امر، گاه، پژوهشگر کنجکاو را مورد انتقادهای «محقّقان سنّتی» قرار می‌دهد.

  رويداد 28 مرداد و سقوط آسان دولت مصدّق ضمن اينکه ناشی از کشاکش‌های «جنگ سرد» بود، محصول ضعف ساختار سياسی و توسعه‌نيافتگی جامعه‌ی مدنی در ايران بود؛ جامعه‌ای که در آن، از «انتقاد» تا «انتقام» و از«مخالفت» تا «دشمنی» راهی نبود .(6)اینچنین بودکه شخصیّت هائی که درملّی شدن صنعت نفت،نقش اساسی داشتند(مانند کاشانی،دکترمظفربقائی،حسین مکّی،خلیل ملکی ودیگران)درهجوم اتهامات وافتراهای احزاب سیاسی وسازمان های مخالف،از«متن»به «حاشیهء تاریخ»رانده شده اند.(7). رهبران سياسی چنين جامعه‌ای با پوپوليسمی ‌فريبا، در کسوت سخنگويان «توده‌ی عوام» جلوه‌گر می‌شوند و شعارها و عملکردها‌یشان ـ عموماً ـ محصول شور و عاطفه و احساسات و تقدّس‌گرایی توده‌هاست .تجربه‌های تلخ چند دهه‌ی اخیر نشان داد که تقدّس‌گرایی در تاریخ و مقدّس‌کردن شخصیـّت‌های سياسی و پرهيز از نقد آنان تا چه اندازه براي جامعه فاجعه‌بار است، پس، شگفت نيست اگر آنچه که در انقلاب مشروطيـّت و جنبش ملّی‌شدن صنعت نفت روی داد، در «انقلاب اسلامی» نيز تکرار شده باشد.

بسياری از تحقيقات موجود در باره‌ی علل و عوامل شکست جامعه‌ی ايران برای استقرار آزادی، دموکراسی و جامعه‌ی مدنی در سه جنبش فوق، با سهل‌انگاری‌های نظری و اراده‌گرایی‌های تاريخی همراه‌اند، گویی که رهبران جنبش مشروطيـّت يا رضاشاه و دکتر مصدّق می‌توانستند به استقرار آزادی و دموکراسی در ايران نائل آيند در حالي که به نظر می‌رسد در چنان جامعه‌ای، با آن ساختار ايلی ـ روستایی و ضعف عميق نهادهای مدنی، حتّی اگر منتسکيو(8)- با «روح‌القوانين»اش – نيز حاکم می‌بود، نمی‌توانست آزادی و دموکراسی را در جامعه‌ی ايران تحقّق بخشد. در کتاب حاضر، نگارنده با تمرکز بر رويدادهای منجر به سقوط آسان دولت مصدّق، کوشيده است تا به علل وعوامل اين ناکامی ‌برای استقرار آزادی و جامعه‌ی مدنی اشاراتی داشته باشد.

طرح ملّی‌شدن صنعت نفت، فاقد آينده‌نگری سياسی و برنامه‌ريز‌ی‌های دقيق اقتصادی و فنّی بود. از اين گذشته، بسياری از عوامل اجرایی آن، فاقد حـّس مسئوليـّت کافی بودند؛ به طوري که حاملين پاسخ دفاعی دولت ايران (دکتر علي شايگان، حسن صدر و پارسا)دراوّلین سفربه دادگاه لاهه، پس از رسيدن به هلند و در آخرين لحظات مهلت قانونی دادگاه لاهه، تازه متوجـّه شده بودند که پاسخ دولت ايران را فراموش کرده‌اند و در تهران «جا» گذاشته‌اند! .(9).

لاهه

 

هیئت انگلیسی در دادگاه لاهه با تعجّب به ورود دکتر مصدّق به جلسه‌ی دادگاه نگاه می‌کنند. (عکس از آلبوم شخصی دکتر امیراصلان افشار)

   برخی، شکست مصدّق را «ناشی از خيانت حزب توده و عدم همکاری اين حزب در روز 28 مرداد» می‌دانند(10). اين اعتقاد ضمن اينکه نوعی فرافکنی برای توجيه شکست دکتر مصدّق است و با اسناد تاريخی نيز مغايرت دارد، در عين حال بيانگر قدرت و توان رزمنده‌ی حزب توده در 28 مرداد است، قدرت و توانی که مصدّق با آگاهی، ايران‌دوستی و درايت سياسی، آن را در 28 مرداد 32 عقيم گذاشته بود! به عبارت ديگر: در روز 28 مرداد، مصدّق در برابر يک موقعيـّت تراژيک قرار گرفته بود، انتخاب آگاهانه در برابر دو سرنوشت که می‌بايست انجام می‌گرفت و مصدّق بهای آن را می‌پرداخت: تن دردادن به یک جنگ داخلی و احتمال تصرف قدرت توسط حزب توده، یا عقب‌نشینی و انفعال خردمندانه در برابر  مخالفان.هم از اين روست که شکست او در 28 مرداد نوعی پيروزی نيز  می‌تواندبشمارآید.                                                                                                                                                      

  ارزيابي‌هاي جديد درباره‌ی كم و كيف حيرت‌انگيز سازمان نظامی‌ حزب توده، نگرانی‌هاي دولت آمريكا در تدوين طرح كودتای TP-AJAX برای «پاكسازی ايران از حزب كمونيست توده» را پذيرفتنی می‌سازد، همچنان كه دل‌نگرانی‌ها و دغدغه‌های سياستمدارانی مانند دكتر مظفّر بقایی و خليل ملكی از خطر حزب توده را مورد تأئيد قرار می‌دهد،زيرا چند ماه پس از سقوط  دولت مصدّق،‌ كشف شبكه‌های سازمان نظامی‌ حزب توده، نه‌ تنها بسياری از اعضای حزب توده را دچار شگفتی و حيرت ساخت[11] بلكه حتّی «رهبران بسيار ديرباور جبهه‌ی ملّی» را نيز به وحشت و شگفتی انداخت.[12]

 

مصدّق وسرگردهمایونی

سرگرد مهدی همایونی، عضو سازمان افسران حزب توده و فرمانده‌ی نگهبانان دکتر مصدق، در دادگاه نظامی،بهنگام آماده کردن چای یا داروی مصدّق درفنجان!

از اين گذشته، نگاهی تازه به رويدادهای شب 25 مرداد 32 و چگونگی بازداشت چند ساعته‌ی دكتر فاطمی، مهندس زيرك‌زاده و مهندس حق‌شناس و نيز قطع تلفن و برق مركز بازار تهران (با وجود برقراری تماس تلفنی مصدّق با رئيس ستاد ارتش و ديگران) و سپس دستگيری سرهنگ نصيری به هنگام ابلاغ فرمان عزل مصدّق، ما را با پرسش‌های تازه‌ای روبرو می‌سازد. [13]

با توجـّه به مخالفت سرلشکر زاهدی با هرگونه «اقدامات شبیه کودتا» درشب 25 مرداد (به هنگام  ابلاغ فرمان عزل مصدّق) و با توجـّه به اينكه هر هشت تن عاملان و راويان اصلی اين ماجرا، از افسران سازمان نظامی‌ حزب توده بودند، نقش حزب توده در اين ماجرا چه بود؟

در همين راستا، روايت سرهنگ حسینقلی سررشته (معاون فرمانداری نظامی تهران و از افسران هوادار مصدّق) نيز بسيار تأمّل‌برانگيز است و اين پرسش را ايجاد می‌كند كه: پس از دستگيری «ارنست پرون[14]» («از عوامل دست اول كودتا» و «جاسوس انگلستان در دربار»[15]) در صبح 25 مرداد 32 توسّط سرهنگ اشرفی (فرماندار نظامی ‌تهران) و با توجـّه به سوابق «ارنست پرون» و كشف وسايل جاسوسی در اقامتگاه وی، چرا مصدّق ـ قبل از 28 مرداد ـ «پرون» را آزاد و در عوض، فرماندار نظامی‌ خويش (سرهنگ اشرفی) را بازداشت كرد؟[16] و سپس سرتيپ محمّد دفتری (خواهرزاده‌ی دكتر مصدّق كه معروف به همكاری با «كودتاچيان» بود[17]) با وجود مخالفت شديد سرتيپ رياحی رئيس ستاد ارتش مصدّق و ديگران، به دستور و اصرار مصدّق، ضمن حفظ رياست نيروهای مسلّح گمرك، به رياست فرمانداری نظامي تهران و رياست شهربانی كلّ كشور منصوب شد! آيا اين اقدامات، نشانه‌ی «نقش و نقشه‌ی ديگر مصدّق در روز 28 مرداد» بود؟

بنابراين: هرگونه تحقيقی درباره‌ی 28 مرداد 32 ضمن پاسخ به سئوالات فوق، به طور مشخّص بايد به اين سئوال كليدی پاسخ دهد كه: چرا در روز 28 مرداد، مصدّق، ميدان را خالی كرد و با وجود در دست داشتن همه‌ی نيروهای نظامی ‌و انتظامی، از همه‌ی هوادارانش خواست تا در روز 28 مرداد در خانه‌های خويش بمانند و از هرگونه تظاهراتی خودداری كنند؟

بر اين اساس، با توجـّه به مخالفت‌های پايدار محمدرضاشاه جوان با كودتا و تأكيد او بر «بركناری مصدّق از طريق پارلمان» و سپس، انجام رفراندوم بی‌سابقه توسّط دكتر مصدّق برای انحلال مجلس شورای ملّی و اعلام نتايج آن از طريق راديو و مطبوعات (12 و 19 مرداد 1332) و در نتيجه: صدور فرمان عزل مصدّق توسّط شاه (23 مرداد 1332)، تأمّل در پازل‌های پراكنده‌ی رويداد 25 مرداد و نقش‌آفرينی سازمان نظامی‌ حزب توده به هنگام ارائه‌ی فرمان عزل مصدّق توسط سرهنگ نصيری و يا رمزگشایی از «نقش و نقشه‌ء ديگر دكتر مصدّق در روز 28 مرداد» و خصوصاً شاهكار سياسی مصدّق در تعلّل يا «مهلت‌خواهی» در برابر پيشنهاد رهبران حزب توده برای مقابلهء مسلّحانه با «كودتا» و در نتيجه، عقيم‌گذاشتن نيروهای رزمنده‌ی حزب توده‌ توسّط مصدّق در روز 28 مرداد و همچنین، آگاهی‌هایی درباره‌ی پایگاه اجتماعی حزب توده و قدرت حیرت‌انگیز نظامی ‌آن حزب در فصل «مرا ببوس!» و… موارد ديگری هستند كه چاپ جديد كتاب حاضر را از چاپ‌های ديگر متمايز می‌سازند.

دكتر مصدّق، به عنوان ميراث‌خوار فكری برخی روشنفكران جنبش مشروطيـّت، با ادغام یا التقاط انديشه‌های عرفی (سكولار) با باورهای اسلامی، به مبارزات خويش خصلتی «ملّی -مذهبی» می‌داد و می‌كوشيد تا با نوعی دادخواهی مذهبی، ضمن كسب حقّانيـّت سياسی، مبارزات خويش را از مشروعيـّت مذهبی نيز برخوردار سازد. در چاپ سوم كتاب به اين جنبه از عقايد مصدّق توجـّه‌ بيش‌تری شده است؛ عقايدی كه بعدها بر انديشه‌های روشنفكرانی مانند جلال آل‌احمد و علی شريعتی تأثير داشته و باعث پيدايش جریان «ملّی ـ مذهبی» در عرصه‌ی سياست ايران شده است.

 

آسيب شناسی شكست دكتر مصدّق -در واقع- آسيب‌‌شناسی ضعف‌ها و ظرفيـّت‌های ما نيز هست. شناخت و خصوصاً پذيرفتن اين ضعف‌ها می‌تواند به ما برای ساختن آينده‌ای روشن و راهيابی به آزادی و دموكراسی ياری کند.

حقيقت و خصوصاً حقيقت تاريخی، تراوش فكر و انديشه‌ی يك فرد نيست بلكه اين امر، محصول تلاش همه‌ی كسانی است كه با بردباری و شجاعت در شبانه‌های تيره، نقبی به سوی نور (حقيقت) می‌زنند، از اين نظر، تحقيق به معنای جست‌وجو كردن حقيقت است. لذا، كتاب حاضر تنها می‌تواند بخشی از حقيقت باشد، به اين اميد كه «بر اين نامه‌ بر سال‌ها بگذرد» و پژوهندگان آينده، كاستی‌ها و كمبودهای آن را جبران سازند.

در پايان،ازدوستان دانشورم دكتر مينا راد،دکترجلال متینی،دکترهرمزحکمت،استادمرتضی ثاقبفر،دكتر تورج تابان،دکتربهروزبهبودی،دکترمهدی کردستانی،دكتر ساموئل ديان،دکترمحمدحسن سالمی،حسن اعتمادی، مسعود لقمان و مهين آزادفر بخاطرهمّت ویاری های  شان درسامان گرفتن این پژوهش  سپاسگزاری می کنم.

                                                    پاريس، ژوئن 2011

پانویس‌ها:

1ـ مصدّق در محکمه‌ی نظامی، ج 2، ص 445 و نيز صفحات 410، 480، 572-575 و …

2 ـ اميرخسروي، بابك، نظر از درون به نقش حزب تودهء ايران، ص709

3 ـ نگاه کنیدبه:ذبیح،سپهر،ایران دردوران مصدّق،ص207

4 ـ مصدّق،خاطرات وتألمات،صص288

5 ـ مصدّق،خاطرات وتألمات،ص379؛مصدّق درمحکمهء نظامی،ج2،صص574و575

6-نگاه کنيد به بحث نگارنده درگفتگوبامسعود لقمان:

ایران درگذر ِروزگاران،نشرشورآفرین،تهران،1393،صص171-235

7-وجه مشترک این شخصیّت هادرآغازملّی شدن صنعت نفت،1-مبارزهء بی امان بادولت استعماری انگلستان،2-پیکار آشتی ناپذیرآنان باحضورونفوذحزب توده بود.بنابراین،دراین«ازمتن به حاشیه رانده شدن»،به تأثیر تبلیغات حزب توده ورسانه های دیگر بایدتوجه داشت.

Montesquieu-8

9-نگاه کنیدبه بخش:«مصدّق دردادگاه لاهه».همچنین  نگاه کنیدبه مقالهء نگارنده بانام«افسانه ها درمَحَک ِتاریخ  فرو می ریزند!»،روزنامهء کیهان،چاپ لندن:

http://mirfetros.com/fa/?p=2185

10-برای نمونه، نگاه کنیدبه:پوریا،ارسلان،کارنامهء مصدّق و حزب توده،نشرمزدک،فلورانس،بی تا.

11 ـ اميرخسروي، ص 709.

12 ـ ذبيح، سپهر، ايران در دوران مصدّق، ص 207.

13ـ سخن مهندس زيرك‌زاده درباره‌ی بازداشت دكتر فاطمی‌ و…، بسيار تأمّل ‌برانگيز است. گویی كه «كودتاچيان» بازداشت‌شدگان را به «پيك‌نيك» مي‌بُرده‌اند. نگاه كنيد به: زيرك‌زاده، پرسش‌هاي بي‌پاسخ، ص 138.

14- Ernst Perron

15ـ نجاتی، غلامرضا، جنبش ملّي شدن صنعت نفت، صص 344، 362-363، 373، 469، 604.

16ـ سررشته، حسينقلی، خاطرات من، صص 110-111 و 118-121، مقايسه كنيد با: نجاتي، صص 413، 601 و 603.

17ـ  نجاتی، صص 604-605 و…؛ سررشته، ص 120؛ زيرك‌زاده، ص 141.

فرستادن این مطلب برای دیگران