Print This Post Print This Post
مقاله‌ها و مصاحبه‌ها


نگاهى دیگر به«۲۸مرداد۳۲»( على میرفطروس )

(پيشگفتار ترجمۀ انگليسى كتاب«آسيب شناسى يك شكست») 

* سقوط دولت مصدّق، در کشاکش های جنگ سرد روی داد و لذا تحلیل های موجود  دربارۀ علل و عوامل این سقوط – عمدتاً – متأثر از شرایط سیاسی – ایدئولوژیک آن دوران اند. در این تحلیل ها به علل داخلی و ضعف های درونی جنبشی که مصدّق نماد و رهبر آن بود، توجۀ چندانی نشده است.

* بابك اميرخسروى،عضو برجستۀ حزب توده و شاهد و ناظر رويداد 28 مرداد32بود ،تأكيد مى كند:«هيچ واحدمنظم ارتشى درماجراى روز28مرداد32،شركت نداشت». 

* برای درک رويداد28مرداد32 ، نخست به روانشناسی مردم تهران در نگرانى ازرفتن شاه وملكۀ جوان از ايران وهراس مردم از آشفتگى هاى سياسى بيشتر وبيم آنان ازبقدرت رسيدن كمونيست هاو استقرار دوبارۀ ارتش سرخ شوروى و سپس، به انفعال عجيب و سئوال‌انگيز دکتر مصدّق در روز28 مرداد، بايد توجّۀ اساسی کرد.

                                                             ***

اشاره:

دربارۀ 28مرداد32وسقوط دولت  دكتر مصدّق درسال هاى اخيركتاب هاوتحقيقات بسيارى  منتشرشده اند٠استقبال خوانندگان عاليمقدار ازكتاب«دكترمحمدمصدّق،آسيب شناسى يك شكست»وچاپ دوم آن دركمتر از يكسال- باتوجه به تيراژوسيع كتاب ودشوارى هاى توزيع وپخش درخارج ازكشور- نشانۀ اميدبخشى براى بازانديشى وبازنويسى تاريخ معاصر ايران است چراكه بخاطر سيطرۀ ایدئولوژى هاى فريبا(چه دينى و چه لنينى)تاريخ معاصرايران،عموماًدستخوش تعصب هاى سياسى وتفسيرهاى ايدئولوژيك بوده است٠

مقالۀ حاضر،پيشگفتارترجمۀ انگليسى كتاب«آسيب شناسى٠٠٠»است كه بزودى درآمريكا منتشرخواهد شد٠چاپ سوم متن فارسى كتاب (باويرايش جديدوالحاقات واضافات) نيز در دست انتشار است.       ع.م                                                                                                          

                                                               ***                                                               

دولت آمریکا تااوايل قرن بيستم به ایران اعتنائی نداشت و اساساً از موقعیّت ممتازسیاسی – استراتژیک اين كشور، بی خبر بود، امّا در سال 1919 با غیبت روسیۀ بلشویک در ایران وگرفتارى هاى اين كشوربا آشوب های داخلى،وقتی دولت انگلیس کوشید تا ایران را کاملاً به منطقة نفوذ خویش در آورد، سیل عظیمی از احساسات ضدانگلیسی سراسر ایران را فراگرفت و دولت آمریکا با وفاداری به آرمان حمایت از جنبش های ملّی و آزادیبخش منطقه، از حقوق ملّت ایران شدیداً دفاع و پشتیبانی کرد. از همین هنگام، حضور آمریکا در ایران – به عنوان عامل ثبات و توازن بین دولت های روس و انگلیس- مورد توجّۀ عموم رهبران سیاسی و روشنفکران ایران قرار گرفت.

 جنگ جهانی دوّم (1945-1938) و نقش قاطع آمریکا در پیروزی ارتش های متّفقین بر نیروهای آلمان هیتلری و اهمیّت ایران  به عنوان «پل پیروزی»،آمریکا را بعنوان یک بدیل قدرتمند وارد عرصۀ سیاسی و اقتصادی ایران ساخت .ازاين هنگام،دولت آمريكاباكمك هاى گسترده براى جاده سازى و  بهبود امور كشاورزى ودرمانى ايران،خدمات شايانى كرد. حمايت تندوشديد آمريكا از شكايت ايران درشوراى امنيت سازمان ملل متحدبراى بيرون راندن نيروهاى ارتش سرخ ازايران و خصوصاً حمايت اين كشور ازدولت قوام السلطنه درآزادسازى استان استراتژيك آذربايجان ازاشغال حكومت «فرقۀ دموكرات» وابسته به شوروى(21آذر1325)،درافكارعمومى ايرانيان،چهرۀ بسيار مثبتى ازآمريكا ترسيم كرد آنچنانکه در آستانۀ جنبش ملّی شدن صنعت نفت، ملّیون معروفى مانند سيدحسين فاطمى،آمریکا را «فرشتۀ آزادی و مهد دموکراسی» دانسته و معتقد بودند که «آمریکا باید ایران را از این مرگ و فنا نجات دهد» 1.

   از طرف دیگر: مرز مشترک 1900 کیلومتری ایران بااتحاد جماهیر شوروی وآرزوی دیرپای روس ها برای سلطه بر آب های گرم خلیج فارس و مناطق نفتی ایران و در نتیجه،تلاش های دولت شوروی برای سلطۀ سیاسی بر این كشوراز طریق حزب سازی های محلّی، خصوصاً حزب کمونیست توده، ایران را به یکی از میدان های اصلی رقابت سیاسی – ایدئولوژیک شوروی و آمریکا بدل ساخت. در چنین شرایطی،از آغاز جنبش ملّی شدن صنعت نفت،  دولت آمریکا،ضمن مخالفت شديد باحملۀ نظامى انگليس به ايران، با اين جنبش ، همدلی صمیمانه ای داشت آنچنانکه مصدّق می خواست تا ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا،«بااختيارات تام ،در اختلافات موجود بین ایران و انگلیس، داورى  کند».2

   دكترمحمد مصدّق، با آمیزه ای از ايراندوستى، آرمان گرائی و تنزه طلبى هاى سیاسی،در مذاکرات مربوط به نفت، متأسفانه نتوانست «سیاست» را به «هنر تحقّق ممکنات» تبدیل کند و لذا با نوعی مطلوب خواهی و هراس مصدق از «بدنامی» و اتهام «سازش»، مذاکرات مربوط به اختلافات نفتی بین ایران و انگلیس به بُن بست کشيده شد3. ازطرف ديگر: فعاليت هاى گستردۀ حزب غیرقانونی  توده وسازمان هاوسنديكاهاى وابسته به آن درزمان مصدق وخصوصاً شبكۀ «سازمان نظامى حزب توده»، اذهان دولتمردان آمریکا را نسبت به«استيلاى وحشت سرخ برايران » شديداً هراسان ساخت لذا ، در ژوئيۀ 1953  با طرح T.P.AJAX، «پاکسازی ایران از حزب کمونیست توده »  و سرنگونی دولت مصدّق، در دستور روز دولت هاى آمریکا و انگلیس قرار گرفت.                                                                        ***                                                            

 سقوط دولت مصدّق، در کشاکش های جنگ سرد روی داد و لذا تحلیل های موجود  دربارۀ علل و عوامل این سقوط – عمدتاً – متأثر از شرایط سیاسی – ایدئولوژیک آن دوران اند. در این تحلیل ها به علل داخلی و ضعف های درونی جنبشی که مصدّق نماد و رهبر آن بود، توجۀ چندانی نشده است.

  پس از گذشت بیش از نیم قرن از سقوط دولت مصدّق و با وجود انتشار اسناد کودتاهای مهم (مانند کودتای اندونزی، گواتمالا و شیلی)، سازمان C.I.A بطور سئوال انگیزی تاکنون از انتشار حجم عظیم اسناد مربوط به وقایع 28مرداد32 پرهیز کرده وباادعاى«آتش گرفتن ونابود شدن اسنادمربوط به سقوط دولت دكترمصدق»4،برسئوآلات وترديدهاى موجودافزوده است هر چند انتشار اخیر گزارش های محرمانۀ وزارت امور خارجۀ آمریکا5 و نیز گزارش ویلبر (مسئول برجستۀ سازمان سیا در طرح کودتا)6 تا حدی،خلا  ناشی از عدم وجود اسناد سازمان سیا را پُر مى سازند و طرحی از حوادث مربوط به سرنگونی دولت مصدّق را ترسيم می کنند.

   اگرچه بنظر مى رسدكه ماجراى سقوط مصدق،بارها،دستاويز رقابت هاى احزاب سياسى حاكم در آمريكا  بوده است ، امّا روایات سیاستمداران آمریکائی- از جمله سخنرانی مادلین آلبرایت، وزیر امورخارجۀ پیشین آمریکا7 – عموماً ،مبتنی بر کتاب کرمیت روزولت(فرماندۀ عمليات طرح كودتا عليه دولت مصدق) است8 کتابی که در شرایط پیری و بیماری روزولت و پس از گذشت 24 سال از سقوط دولت مصدّق منتشرشده و بقول عموم مورّخان و محققّان، «حاوى افسانه سازی هاو گزافه گوئی های بسیار است».اینکه آیزنهاور، رئیس جمهوروقت آمريكا، پس از مطالعة گزارش کرمیت روزولت گفت: «گزارش روزولت بیشتر به داستان شباهت داشت تا به یک واقعیّت تاریخی»it seemed more

 like a dime novel than historical facts9شاید ناظربرهمین افسانه سازی ها و گزافه گوئی ها بوده است.

تخقیقات رايج -عموماً- تحت تاثير گزارش اغراق آميز كرميت روزولت قراردارندآنچنانكه استفن كينزر دركتاب معروف«همۀ مردان شاه»، بطور حيرت انگيزى، حتى ريشۀ حادثۀ 11سپتامبر2001، پيدايش گروه هاى تروريستى طالبان، القاعده(بن لادن) و٠٠٠ را در دخالت آمريكا براى سرنگون  كردن دولت مصدق دانسته است!10

 در سال های اخیر،به كوشش Mark J. Gasiorowski و Malcolm Byrne و دیگران، تا حدودی به ضعف ها و مشکلات درونی نهضت ملّی ایران به رهبری مصدّق اشاره شده است، امّا وجه مشترک این تحقیقات، اطلاق کلمۀ کودتا بر رویداد28مرداد32  و سقوط دولت مصدّق است. ما بسيارى ازاين باورمشترک را درمجموعه مقالات ارزشمند«مصدّق وكودتاى 32 درايران» ملاحظه می کنیم11.

با سقوط دولت مصدّق،حزب توده – بعنوان بزرگ ترین و قدرتمندترین حزب کمونیست منطقه در آن دوران ،آرزوی ایجاد «ایرانستان وابسته به شوروی» را برباد رفته دیدولذا اين حزب، با شبکۀ گسترده ای از روزنامه ها، نشریات، سندیکاها و گروه های سیاسی وروشنفکری، ضمن تلقّی سقوط دولت مصدّق بعنوان «کودتای آمریکائی »، به افکار عمومی  درایران چنان شکل داد که دشمنی با «امپریالیسم آمریکا» و« مبارزه با رژیم دست نشاندۀ محمدرضا شاه » درجامعۀ سياسى ايران،نهادينه شد ،مخالفتی که ضمن وحدت سیاسی- تئوریک مارکسیست ها وملى- مذهبی ها در مبارزه با آمریکا،سرانجام ،زمينه ساز انقلاب اسلامی  به رهبری آیت الله خمینی گردید) 1357).اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلمات های آمریکائی توسط دانشجويان)1358(  ، تبلورديگری از این نفرت ودشمنی بود.

طرح کودتای آمریکا و انگلیس، با نامِ« T.P.AJAX »، امری مُسلّم و انکارناپذیر است. هدف اساسی این طرح، چنانکه از نام آن پیدا است،« پاكسازى ايران از حزب کمونیست توده و سرنگونی دولت دکتر مصدّق» بود، امّا طبق گزارش‌های متعدّد سفارت آمریکا در تهران و نیز بر اساس گزارش مهّم  ویلبر: شاه از آغاز، با انجام هرگونه کودتا علیه دولت مصدّق، مخالف بود. به نظر شاه: « مصدّق از طریق پارلمان به قدرت رسیده بود و لذا از طریق پارلمان نیز بایستی برکنار می‌گردید». مخالفت‌های پایدار شاه با کودتا آنچنان بود که به روایت ویلبر: «فشار بر شاه برای پذیرفتن طرح کودتا » و یا حتـّی «انجام کودتا بدون آگاهی یا موافقت شاه» ضرورت یافت12. در چنین شرایطی، انحلال مجلس توسّط دکتر مصدّق، راه را برای اقدام قانونى شاه مبنى بر صدور «فرمان عزل مصدّق» هموار ساخت و لذا با صدور این فرمان قانونى ، انجام کودتا، عملاً، منتفی شد، زیرا که با در دست داشتن فرمان قانونى عزل مصدّق، اساساً، هرگونه عملیّات نظامی به قصد کودتا، نالازم بود، به همین جهت، هم دکترمظفر بقائی و برخی دیگر از سران جبهۀ ملّی، و هم مأموران سفارت آمریکا در تهران، در اوّلین ساعات این ماجرا(در25مرداد32)، آن را «کودتائی ساخته و پرداختۀ دکتر مصدّق برای تضعیف شاه و سرکوب مخالفان» دانستند، اينكه دكترمصدق فرمان عزل خود رااز نزديك ترين يارانش مخفى كرده بودشايدتأييدكنندۀ سخن دكتربقايى وديگران باشد.  

 بااين مقدمات وباتأكيدبراينكه:از« طرح کودتا» تا «انجام عملی کودتا»، تفاوت، بسیار است. کتاب حاضر به دنبال پاسخ به سئوالات زيراست:

– آیا در28مرداد32، کودتا يى برای سرنگونی دولت مصدّق صورت گرفته است؟

– باتوجه به خلع سلاح كامل نيرو هاى زبدۀ«گارد شاهنشاهى»توسط مصدق ودستگيرى وبازداشت افسران عاليرتبۀ منسوب به كودتا(در25مرداد32)،آیا-اساساً- مخالفان نظامى مصدق،نیرو و توان لازم برای انجام کودتا در28مرداد را داشتند؟

– قدرت سياسى  -نظامى حزب توده،كه  باعث نگرانى دولت آمريكا ودرنتيجه،موجب تصويب طرح كودتا گرديد،واقعاً،چقدربوده است؟

– با توجه به انحلال مجلس توسط مصدّق دريك رفراندوم غيرقانونى وغيردموكراتيك زيرچترحمايت گستردۀ حزب توده (12و18مرداد32) وسپس، صدور فرمان قانونى شاه مبنی بر عزل مصدّق از نخست وزیری و رؤیت،امضا و ارائۀ رسید كتبى این فرمان توسط مصدّق(25مرداد32) و در نتیجه،منتفی شدن طرح کودتا، آیا ادعاى «كودتاى نظامى آمريكا عليه دولت مصدق»مى تواند دقيق یا منطقی باشد؟13

  -بقول عموم شاهدان و صاحب‌نظران: در28 مرداد32 ، هر پنج واحدِ ارتش، مستقر در پادگان‌های تهران، به دکتر مصدّق وفادار بودند و نیروهای هوادار کودتا ، حتّی برای اجرای یک عملیّات محدود شهری نیز نیروی لازم را نداشتند آنچنانکه بقول سرهنگ غلامرضا نجاتی (هوادار پُرشور دکتر مصدّق): «در نیروی هوائی، بیش از 80 در صد افسران وِ درجه‌داران از مصدّق پشتیبانی می‌کردند و افسران هوادارِ دربار با همۀ کوششی که کرده بودند، نتوانستند حتّی یک نفر خلبان را برای پرواز و سرکوب مردم، آماده کنند… در25تا28مرداد32  در تهران 5 تیپ رزمی وجود داشت و صدها تن افسر و درجه‌دار در پادگان‌ها حضور داشتند، ولی کودتاچیان با همۀ کوششی که به عمل آوردند نتوانستند حتّی یکی از واحدها را با خود همراه کنند…» . 14 بابك اميرخسروى،عضو برجستۀ حزب توده  كه خودشاهدوناظررويداد28مرداد32بود- نيزبا احترام عميق به دكتر مصدق،ضمن اينكه كتاب روزولت را«سرشارازلاف و گزاف» ميداند،تأكيد مى كند: «هيچ واحدمنظم ارتشى درماجراى روز28مرداد32،شركت نداشت»  15

 -در اینصورت،باتوجه به امتناع حيرت انگيز دكتر مصدق درمقابله با«كودتاچيان »وخصوصاًدعوت مصدّق از هوادارانش براى ماندن درخانه هاوعدم هرگونه تظاهرات در روز82مرداد 16 ، حوادث مربوط به سرنگونی آسان و حیرت انگیز دولت مصدّق را چگونه می توان توضیح داد؟

-آيا مصدّق -كه درمسئلۀ نفت   وامانده بود-بدنبال بهانه يادستآويزى مى گشت تاشكست خويش رابپوشاند؟ و با فرافكنى،مى خواست تا بسان يك« قهرمان» ازورطۀ مسايل ومشكلات  بيرون آيد؟ 

کتاب حاضر، وقایع منجر به سقوط دولت مصدّق را بیشتر از منظرضعف ساختار سیاسی – اجتماعی ایران و تضادوتقابل نیروهای داخلی و نیز از دیدگاه روانشناسی سیاسی شخصیّت دکتر مصدّق مورد توجّه قرار داده است، هم از این روست که نام «آسيب شناسى» را بر پیشانی خود دارد.من در اين کتاب ، پازل‌های پراکندۀ مربوط به رویدادهای 25تا28مرداد32  را «بازسازی» کرده و در جای اصلى ‌شان قرار داده ام تا باايجازواختصارفراوان، ديدگاه ديگرى ازچگونگى سقوط دولت مصدق  ارائه دهم.

 برخلاف نظرهاى رايج ، رويداد28مرداد32 و سقوط دولت مصدّق را يک «کودتا» و یا يک «قيام ملّی» نمى توان ناميد ، بلکه اين رويداد، ابتدا تظاهرات کوچک و خودجوشی بود که بزودی و بطور شگفت‌انگيزی به «آتشی خرمن‌سوز» بدَل گرديد آنچنان که هم، شاهی‌ها،هم مصدّقی‌ها، هم، مأموران سازمان سيا، و هم کارمندان سفارت آمريکا در تهران از اين امر، دچار شگفتى و حيرت شده بودند. بنابراين: برای درک رويداد28مرداد32 ، نخست به روانشناسی مردم تهران در نگرانى ازرفتن شاه وملكۀ جوان از ايران و هراس مردم از آشفتگى هاى سياسى بيشتر وبيم آنان ازبقدرت رسيدن كمونيست ها(حزب توده)و استقرار دوبارۀ ارتش سرخ شوروى و سپس، به انفعال عجيب و سئوال‌انگيز دکتر مصدّق در روز28 مرداد، بايد توجّۀ اساسی کرد.

دکتر مصدّق شخصیّتی است که در حال و هوای انقلاب مشروطیّت ایران (1906) رشد و پرورش یافت، در جنبش ملّی شدن صنعت نفت (1329) شکوفا شد و خاطره یا سایۀ سیاسی وی تا انقلاب اسلامی (1357) تداوم یافت، بنابراین: دکتر مصدّق، پُلی است که جامعۀ سیاسی ایران را از انقلاب مشروطیّت به انقلاب اسلامی پيوند مى دهد.فصل های اوّل و سوّم این کتاب، نگاهی است گذرا بر این دو رويداد مهم تاریخ معاصر ایران درپيوندباموضوع اصلى كتاب ،ازاين نظر، كتاب حاضر ،كوششى است براى آسيب شناسى ايران معاصر در ناكامى اش براى استقرار آزادى،دموكراسى وجامعۀ مدنى.

 اميدوارم كه ترجمۀ این کتاب در شناخت بهتر يكى ازمبهم ترین و پُرمناقشه ترین رويدادهاى تاریخ معاصر ایران ونيز درايجاد تفاهم ودوستى بين ملت هاى آمريكاوايران  كمك ويارى نمايد.

                                                                على ميرفطروس

                                                      http://mirfetros.com/fa                                                                                   

پانويس ها:

-1براى نمونه نگاه کنید به: مقالۀ حسین فاطمی ،روزنامۀ باختر، شمارۀ 3، دوشنبه 10 مردادماه 1328

       2-Memorandum of conversation ,by colonel Vernon Walters,Secret,New York,October, 9 1951,N°888-2553/10-951                                                                                                         

3- جرج مك گى George Mc Ghee ، معاون وزیر امورخارجۀ آمریکا، طی 80 ساعت مذاکره با مصدّق در واشنگتن، این هراس و سردرگمی مصدّق را نشان داده است، نگاه کنید به:

4-Bill,James and Wm Roger Louis,eds:Musaddiq,Iranian Nationalism and Oil,Austin,1988,p298

                                   New York Times,May 29,1997,p19                                                                 

5- U.S.National Archives,vol 10,1951-1954                                                                                

6-Wilber,Donald :Overthrow of premier Mossadeq of Iran(November 1952-August1953),

Central Intelligence Agency,March 1954

٧-براى آگاهى از سخنرانى مادلين آلبرايت نگاه كنيد به:

   http://www.mideastinfo.com/documents/iranspeech.htm

8-Roosevelt,Kermit: Countercoup: The Struggle for the Control of Iran,                          

  New York, 1979                                                                       

 9-Eisenhower,s Diary,8 October 1953,quoted in Stephen E.Ambrose,Eisenhower,Vol.2,The President,New York,Simon and Schuster,1984,p129;Brands,H.W:Inside the Cold War: Loy Henderson and the Rise of the                          

American Empire, 1918-1961,New York,1991,p243

10-Stephen Kinzer,All the Shah’s Men: An American Coup and the Roots of Middle East Terror,Hoboken, N.J., John Wiley & Sons.2003

11- Mohammad Mosaddeq and The 1953 Coup in Iran, edited by Mark J. Gasiorowski and  Malcolm Byrne, Syracose University press, 2004                                      

12- Wilber,pp22,88                                                                                                                   

13-گفتنى است كه در طرح اصلى كودتا،صدور فرمان شاه براى عزل مصدّق،  پيش بينى نشده بود.نگاه كنيد به:

Wilber,pp18,B3-B10

14- نجاتى: جنبش ملّی شدن صنعت نفت وكودتاى 28مرداد32، چاپ هفتم، تهران،1373، ص386

15-امير خسروى :نظر از درون به نقش حزب تودۀ ايران،موسسۀتحقيقاتى وانتشاراتى ديدگاه،تهران،1375،صص615و628

16- سنجابى:اميدهاونااميدى ها،انتشارات جبهه،لندن،1368،ص145;خليل ملكى،خاطرات سياسى،چاپ          دوم،اروپا،1360،ص105،مقدمۀ كاتوزيان

                                لينك هاى مربوط به بحث:

http://news.gooya.com/politics/archives/2007/12/066133.php 
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/08/075262.php
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/08/075759.php#more
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/11/078354.php
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/11/078773.php
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/11/079321.php
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/11/079779.php

فرستادن این مطلب برای دیگران