Print This Post Print This Post
داخلی (کتابها)


پیشینه،زمینه و هدف بحث(1)

 جنبش عدالتخواهانه و تجدّدطلبانهء ایرانیان با انقلاب مشروطیـّت (1906) خود را تثبیت كرد، امِا این انقلاب، بخاطر محدودیـّت‌های تاریخی و ضعف نیروهای اجتماعی، نتوانست به برخی از خواست‌ها و آرمان‌های پیشگامان جنبش مشروطه دست یازد، بنابراین در یك مصالحهء سیاسی بین نیروهای سنّتی (اشراف، درباریان و روحانیون شیعه) و رهبران و روشنفكران تجدّدخواه، برخی از خواست‌های جنبش مشروطیـّت، تحقّق نیافت.

همسایگی ایران با روسیه و انگلیس (از طریق هندوستان) كشور ما را همواره عرصهء كشاكش‌های سیاسی و كشمكش‌های اقتصادی این دو اَبَرقدرت بدل ساخته بود و شخصیـّت‌های سیاسی جامعه با توجه به منافع و مصالح خویش ـ گاه طرفدار روسیه و زمانی هوادار انگلیس بودند. دولتمردان معدود و مستقلّی نیز كه می‌خواستند، تنها بر مصالح ملّی تكیه كنند، چه بسا كه در ترس و هراس‌های رایج سیاسی، مجبور به صبوری یا سكوت می‌شدند.

انقلاب روسیه (1917) و استقرار حكومت كمونیستی در آن كشور و نیز جنگ جهانی اول (1914-1918) تحـّولات جدیدی در منطقه پدید آورد و نیروهای نوینی را در عرصهء سیاست ایران پدیدار ساخت. رضا شاه در رقابت دو اَبَرقدرت روسیهء كمونیست و امپراتوری انگلیس با یكدیگر، توانسته بود حضور و حاكمیـّت سیاسی خود را بر آنان تحمیل كند[1]، امّا او باوجود لغو «قرارداد دارسی» (آذرماه 1311) و الغای بسیاری از امتیازات مالی، سیاسی و حقوقی دولت انگلیس در ایران، بخاطر تهدیدات نظامی انگلیس، در آخرین لحظات نتوانست «مسئلهء نفت» را پیروزمندانه به پیش بَرَد و لذا، در قرارداد جدید (1913) نیز سلطهء «شركت نفت انگلیس» ـ به عنوان تجسّم عینی استعمار انگلیس در ایران ـ ادامه یافت.

رضا شاه در میان دو سنگ آسیاب قدرت‌های روس و انگلیس، همانند برخی از روشنفكران و رهبران سیاسی آن عصر، در رابطه با قدرت نوپای آلمان، راهی برای عزّت و استقلال ایران جستجو می‌كرد، امّا جنگ جهانی دوّم، حملهء نیروهای متّفقین و اشغال ایران (سوم شهریور 1320) و سپس، سقوط رضا شاه و تبعید وی، میهن ما را دستخوش بی‌ثباتی‌های سیاسی ـ اجتماعی تازه‌ای ساخت و اگر درایت و كاردانی دولتمردان برجسته‌ای مانند محمِد علی فروغی (ذكاء‌الملك) و محمِد ساعد مراغه‌ای نمی‌بود، چه بسا كه نظام سیاسی و خصوصاً تمامیـّت ارضی ایران دچار صدمات جبران‌ناپذیری می‌گردید.

آغاز سلطنت محمّد رضا شاه 21 ساله در شهریور 1320، با آشوب‌های سیاسی و آشفتگی‌های اجتماعی متعدِدی همراه بود، از جمله: تشكیل حزب تودهء ایران (مهر 1320)، تقاضای امتیاز نفت شمال از طرف دولت شوروی (1323)، تأسیس سازمان نظامی حزب توده (1323)، غائلهء آذربایجان و ماجرای پیشه‌وری (1324)، قیام افسران خراسان (25 مرداد 1324)، تشكیل گروه فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی (1324)، ترور احمد كسروی (20 اسفند 1324)، ترور محمّد مسعود (1326)، سوء قصد به شاه در دانشگاه تهران (15 بهمن 1327)، ترور هژیر، نخست‌وزیر و وزیر دربار (1328)، ترور احمد دهقان، صاحب امتیاز مجلّهء تهران مصـّور (1329)، فرار حیرت‌انگیز رهبران حزب توده از زندان (25 آذر 1329)، ترور رزم‌آرا، نخست‌وزیر (16 اسفند 1329)، ترور دكتر عبدالحمید زنگنه استاد حقوق دانشگاه تهران و وزیر فرهنگ دولت رزم‌آرا (28 اسفند 1329))،سوء قصدبه جان حسین فاطمی سردبیر«باخترامروز»وسخنگوی دولت مصدّق(25بهمن1330)،قتل سرتیپ افشارطوس ،رئیس شهربانی دولت مصدّق(1اردیبهشت1332)،حمله به خانهء آیت الله کاشانی(10مرداد32)،سوء قصدبه جان حسین علا،نخست وزیر(25آبان 1334) و حوادث دیگر… دكتر محمّد علی موحّد ـ بدرستی ـ این دوره را «عصر ترور و آشوب» نامیده است[2].

در چنان شرایط ناهنجار و نامتعارفی، طرح«ملّي شدن صنعت نفت»،طرح آرمان‌هاي عدالتخواهانه و ضداستعماري مردم ايران در مقابله با «شركت نفت انگليس» بشمارمی رفت،كارزاری كه بقول صاحب‌نظری: «امكان پیروزی در آن، ناچیز بود»[3]. در واقع، مصدّق قدم به عرصهء آرمان‌ها و آرزوهائی گذاشته بود كه تحقّق آن‌ها، بسیار بعید و درازمدِت بود چرا كه نه مصدّق، نه رهبران وهواداران جبههء ملّی، و نه ، خصوصاً،ساختار ایلی -عشیره ای جامعهء ایران، هیچیك، دارای ظرفیـّت‌های لازم برای تحقّق آن آرمان‌ها و آرزوها نبود، هم از این روست كه می‌بینیم، مصدّق اصلاح‌طلب و مشروطه‌خواه در كشاكش‌ها و كشمكش‌های عملی، گاه به سوی «اصلاح» و زمانی بسوی «انقلاب» كشیده می‌شود!

                                                                         * * *

زندگی و كارنامهء سیاسی دكتر محمّد مصدّق، بیش از هر دولتمرد یا سیاستمدار دیگری، موجب بحث‌ها و مجادلات پایان‌ناپذیر است. به جرأت می‌توان گفت كه بسیاری از نوشته‌های موجود در بارهء زندگی و كارنامهء سیاسی دكتر مصدّق از هدف اصلی تحقیق ـ یعنی حقیقت‌جوئی و حقیقت‌گوئی ـ دور مانده و به مقالاتی در مدح و منقبت وی تنـّزل یافته‌اند.

مصدّق، نظریـّه‌پرداز سیاسی نبود و از این رو، نوشته‌های وی در بارهء استقلال، آزادی و دموكراسی ـ مثلاً در مقایسه با گاندی یا نهرو ـ بسیار اندك است[4]. با اینهمه، ضمن كاوش در نطق‌ها، نوشته‌ها و خصوصاً عملكردهای سیاسی مصدّق، می‌‌توان هندسهء فكری یا فلسفهء سیاسی وی را ترسیم كرد.

در سال‌های اخیر كتاب‌ها و مقالات متعدِدی از سوی محقّقان ایرانی دربارهء دوران كوتاه حكومت دكتر مصدّق منتشر شده‌اند[5]،  لذا نگارنده خود را مدیون كوشش‌های همهء كسانی می‌داند كه با تحقیقات ارزشمند خویش روشنگر این دورهء پرابهام بوده‌اند.

گیلبرت رایل[6] (فیلسوف انگلیسی) بدرستی می‌گوید: «تاریخ هنگامی آغاز می‌شود كه غبار یادها فرونشسته باشد». نگارنده، نه دوران مصدّق را دیده و نه شاهد وقایع منجر به «28 مرداد 32» بوده است، و با این فاصله از رویدادها، سال‌ها پیش دربارهء مصدّق و دوران كوتاه حكومت وی به نكاتی اشاره كرده است[7] و اینك  در پرتو اسناد نو، ارزیابی نوینی از دوران حكومت مصدّق و جریانات منجر به 28 مرداد 32 ارائه می‌دهد. با چنین دیدگاهی، اگر بپذیریم كه هر نسلی بر اساس اسناد و دیدگاه‌های تازه، نگاه تازه‌ای به تاریخ و شخصیـّت‌های تاریخی میهن خویش می‌افكند، كوشش تازهء ما برای شناخت بهتر دوران دكتر مصدّق، شاید خالی از فایده نباشد.

به نظر نگارنده، دكتر مصدّق، پْل انتقال یا ارتباط تجربیـّات تاریخی ملّت ما از انقلاب مشروطیـّت به انقلاب اسلامی‌است، هم از این روست كه پرداختن به عقاید و عملكردهای سیاسی مصدّق می‌تواند به ما برای درك علل تاریخی یا عوامل سیاسی انقلاب اسلامی نیز كمك و یاری نماید.

مصدّق، به عنوان یكی از نمایندگان جنبش مشروطه‌خواهی، میراث‌خوار كمبودها، ضعف‌ها و محدودیـّت‌های تاریخی جنبش مشروطیـّت نیز بود، بنابراین: «آسیب‌شناسی شكست مصدّق»، آسیب‌شناسی تاریخی شكست رهبران سیاسی و روشنفكران ما برای استقرار آزادی و جامعهء مدنی در ایران است. به عبارت دیگر، كارنامهء سیاسی دكتر مصدّق، كارنامهء ضعف‌ها، ظرفیـّت‌ها، عصبیـّت‌ها و اشتباهات همهء ما نیز می‌تواند باشد، چرا كه دكتر مصدّق بازتاب و بالیدهء جامعه‌ای است كه در آن، از «قدّیس» تا «ابلیس» از «رهبری» تا «رهبـُری»، از «سرباز فداكار وطن» تا «سرباز خطاكار وطن» راهی نیست، هم از این روست كه چهره‌های برجسته‌ای مانند محمّد علی فروغی، ساعد مراغه‌ای،قوام‌السلطنه،حسین علا، تقی‌زاده،  مظفّر بقائی، خلیل ملكی، حسین مكـّی و دیگران در ضمیر مشكوك‌مان جائی ندارند[8].

مفهوم «آسیب شناسی»[9] ـ اساساً ـ نگاه مْشفقانه و مهربانانه بر ضعف‌ها، نارسائی‌ها و اشتباهات است، از این رو، نویسنده ضمن احترام عمیق به شخصیـّت‌های ممتاز تاریخ معاصر ایران، در تحلیل خود، از مدح و ثناهای رایج سیاسی پرهیز كرده است. به نظر نگارنده: هم رضا شاه، هم محمّد رضاشاه، هم قوام‌السلطنه و هم مصدّق، در بلندپروازی‌های مغرورانــهء خویش، ایران را سربلند و آزاد و آباد می‌خواستند، هر چند كه سرانجام، هر یك ـ چونان عقابی بلند پرواز ـ در فضای تنگ محدودیـّت‌ها، ضعف‌ها و اشتباهات، پُر سوختند و «پَر پَر» زدند.

نكتهء مهـّم در بررسی حوادث منجر به رویداد 28 مرداد 32 اینكه: در تحلیل مواضع شخصیـّت‌های سیاسی این دوران ـ كه عموماً از یاران نزدیك مصدّق بودند ـ باید بین «مصالح ملّی» و «منافع شخصی» فرق گذاشت چرا كه برخلاف داوری‌های سهل‌انگارانه و غالباً مْغرضانهء رایج، مواضع سیاسی و مخالفت‌های بعدی شخصیـّت‌هائی مانندآیت الله کاشانی، حسین مكـّی، دكتر مظفر بقائی، حائری‌زاده و… با مصدّق رانمی توان تنها با  «منافع شخصی» توضیح داد زیرا كه بیشتر این شخصیـّت‌ها پس از 28 مرداد 32 دچار مضایق مالی و رنج و شكنج‌های فراوان گردیدنداز این گذشته: مصدّق ـ خود ـ تا آخرین دقایق، دلبسته و در انتظار كمك‌های مالی دولتٍ آمریكا بود و تا آستانهء 28 مرداد 32 با هندرسون (سفیر آمریكا) روابط دوستانه داشت. بنابراین می‌توان گفت كه با توجه به شكست مذاكرات نفت، بیماری، ضعف و پیری مصدّق و خصوصاً با قدرت‌نمائی روزافزون حزب توده و مماشات مصدّق با این حزب غیرقانونی و در نتیجه، ترس دولت آمریكا از «وحشت سرخ» و سلطهء كمونیست‌های وابسته به شوروی بر ایران، پس از یك رَوَند دو ساله، دولت آمریكا در تغییر جهتی اساسی، كمك‌های خویش را به جای ارائه به دولت مصدّق، صرف كمك به مخالفان وی نمود و… به عبارت دیگر: با توجـّه به اهمیـّت آمریكا بعنوان «فرشتهء آزادی» و «بهترین دوست ایران» در دیدگاه مصدّق، حسین فاطمی، بقائی، مكـّی و دیگران، می‌توان گفت كه اختلاف اساسی حسین مكـّی، بقائی، حائری‌زاده و دیگران با مصدّق، از جمله، اختلاف در تلقّی آنان از «منافع ملّی»، شیوهء برخورد با حزب توده و اختلاف برای تحقّق «ممكنات» در مذاكرات مربوط به نفت بود.

همچنین ـ بطوریكه محقّقان دیگر نیز یادآور شده‌اند ـ در بیشتر تحقیقات موجود دربارهء سقوط آسان دولت مصدّق، نام واقعی عملیـّات سازمان سیا ـ به عمد یا غیرعمد ـ بطور ناقص، AJAX ذكر شده و هدف اساسی این طرح را مخدوش ساخته اند، در حالیكه نام واقعی و كامل این طرح، چنانكه در اسناد سازمان سیا آمده  TP-AJAXمی‌باشد. پیشوند «TP» اشارهء اختصاری به حزب توده (Tudeh Party) و AJAX نیز نام رایج یك مادهء پاك كنندهء خانگی بود كه هنوز نیز رایج است. بدین‌ترتیب: با توجـّه به فضای جنگ سرد، هدف اساسی طرح سازمان سیا (TP-AJAX) «پاكسازی ایران از حزب كمونیست توده» بود!

عرصهء تحقیقات تاریخی، عرصهء نسبیـّت‌ها و احتمالات است و لذا نگارنده كوشیده است تا بجای پیشداوری و طرح نظرات قطعی و حتمی، با طرح سئوالاتی، خواننده را به داوری و تأمِل فراخوانَد. همچنین، نگارنده بدنبال یك بررسی جامع و گسترده از ماجرای ملّی شدن صنعت نفت و شخصیـّت‌های سیاسی دوران مورد بحث نیست[10]، كمبودها و كاستی‌های احتمالی كتاب، هم از این روست. این كتاب، تنها نگاهی است مختصر و گذرا بر برخی از جنبه‌های رویداد مهمـّی كه كمتر مورد توجـّه پژوهندگان بوده است. به عبارت دیگر، این كتاب بدنبال حقیقت‌های تحریف شده و ارزیابی تازه از واقعیـّت‌هائی است كه در غبار تعصّبات سیاسی یا تعلّقات ایدئولوژیك پنهان مانده‌اند، بنابراین، كتاب حاضر ـ از جمله ـ بدنبال پاسخ به  سئوالات زیر است:

ـ با توجـّه به اینكه: «در تیره‌ترین روزهای رابطهء شاه و مصدّق، شاه با روی كار آوردن زاهدی از راه كودتای نظامی مخالفت می‌نمود»[11]، آیا می‌توان رویدادهای منجر به سقوط آسان دولت مصدّق را یك «كودتا» نامید؟

ـ نقش سازمان افسران حزب توده در بازداشت غیرمنتظرهء سرهنگ نصیری توسِط یكی از اعضای این سازمان بهنگام ابلاغ فرمان عزل مصدّق و در نتیجه، آشفته كردن فضای سیاسی حاكم و تبلیغ و تلقّی این امر به «كودتای شب 25 مرداد 32» چه بود؟

ـ آیا اساساً در 28 مرداد 32، طرحی برای «كودتا» علیه دولت مصدّق وجود داشت؟

ـ اگر آری! پس چرا دكتر مصدّق در مقام وزیر دفاع و مسئول نیروهای نظامی و انتظامی و با وجود اصرارِ دكتر حسین فاطمی‌ و دیگر یارانش، در برابر «كودتا»، مقاومتی نكرد؟ و حتّی از تقاضای كمك مردمی از طریق رادیو خودداری نمود؟

ـ اگر نه! چه علل یا عواملی باعث سقوط آسان و حیرت‌انگیز دولت مصدّق گردید؟

ـ با آغاز حكومت مصدّق، كمك‌های مالی آمریكا به ایران بطور بی‌سابقه‌ای افزایش یافت آنچنانكه اگر كمك‌های مالی آمریكا نمی‌بود، دولت مصدّق ـ چه بسا ـ بسیار زودتر سقوط می‌كرد. نیاز مالی دولت دكتر مصدّق به این كمك‌های مالی، آنقــدر بود كه حتّی یك روز قبل از 28 مرداد 32، مصدّق در ملاقات با سفیر آمریكا، هندرسون[12]، خواستار یك وام ده میلیون دلاری دیگر از آمریكا شده بود. از این گذشته، اعتماد و اطمینان مصدّق به دولت آمریكا آنچنان بود كه مصدّق پیشنهاد كرد تا ترومن[13] رئیس جمهوری آمریكا، در اختلافات ایران با شركت نفت انگلیس، حُكَمیـّت كند[14]. بنابراین: چه شد كه در یك روند دو ساله، «نزدیك‌ترین و بهترین دوست ایران» (به قول مصـدق)، در برابر سیاست‌های وی قرار گرفت؟

ـ آیا دكتر مصدّق در یك فرصت‌سوزی زیانبار از «تحقّق مْمكنات» بازمانده بود و مانند عموم رهبران پوپولیست، با «آشوب‌زائی» یا «آشوب‌زیستی»، می‌خواست این فرصت‌سوزی زیانبار را پنهان كند تا چونان یك «قربانی مظلوم» جلوه نماید؟

ـ بر اساس مدارك موجود، در تحـّولاتی كه به سقوط آسان دولت مصدّق انجامید، منابع یا منافع نفتی ایران دارای اهمیـّت دست دوم بود. در نزد دولتمردان آمریكا، حضور روزافزون و توانمند حزب توده و خصوصاً نفوذ حیرت‌انگیز سازمان نظامی این حزب در لایه‌های نظامی و انتظامی ایران، مسئلهء اساسی بشمار می‌رفت. بدین ترتیب با توجه به مماشات یا «بازی»ی مصدّق با فعالیـّت‌های این حزب غیرقانونی به عنوان «كارت»‌ی در مذاكره با آمریكا و انگلیس، با توجـّه به پیروزی كمونیست‌ها در چین (1949)، جنگ كُره (1950)و گسترش نفوذ شوروی و با توجـّه به همسایگی آن كشور با ایران، آیا دولت  آمريكاو برخی ازرهبران سیاسی ایران،خصوصاًخصوصاًشاه ودکترمظفّربقائی،در شخصیـّت دكتر مصدّق یك «دكتر بنش»[15] دیگری می‌دیدند كه ایران را به دامن كمونیست‌ها می‌انداخت؟[16]

ـ نامه‌ها و پیام‌های غیردوستانهء آیزنهاور و مسئولان وزارت امور خارجهء آمریكا و خصوصاً دیدار خصوصی هندرسون با مصدّق در شامگاه 27 مرداد چه تأثیری بر اراده و تصمیمات مصدّق داشت؟

ـ علّت ممنوعیـّت تظاهرات ضدسلطنتی توسِط مصدّق، یا دلیل پاكسازی خیابان‌ها از هواداران حزب توده از شامگاه 27 مرداد و یا علّت درخواست مصدّق از هوادارانش برای ترك شهر یا ماندن در خانه‌های‌شان در روز 28 مرداد چه بود؟ در حالیكه بقول عموم شاهدان و محقّقان: یك فراخوان رادیوئی مصدّق كافی بود تا مردم و خصوصاً نیروهای رزمندهء حزب توده و بویژه سازمان افسران این حزب را به خیابان‌ها بكشاند و باعث شكست «كودتاچیان» گردد.

ـ و سرانجام: با توجـّه به ساختار اجتماعی ـ فرهنگی و محدودیـّت‌های تاریخی جامعه، «اگر 28 مرداد نبود»، آیا مصدّق  قادر به استقرار آزادی، دموكراسی و جامعــهء مدنی در ایـران بود؟

این‌ها سئوالاتی هستند كه پس از حدود 60 سال و با «فرونشستن غبار یادها»، اینك می‌توان به آنها پرداخت.

  _________________________ 

پانویس ها: 

1ـ برای تحقیقی درخشان و مستند به اسناد وزارت امور خارجهء انگلیس نگاه كنید به: صباحی، هوشنگ، سیاست انگلیس و پادشاهی رضاشاه، خصوصاً صص 7، 223-247؛ برای نقد و معـّرفی این كتاب نگاه كنید به مقالهء نگارنده: «حكومت رضاشاه و دست انگلیسی‌ها!»: یادنامهء منوچهر فرهنگی، به كوشش فرهنگ مهر، صص51-60. در بارهء چگونگی قدرت‌گیری رضاشاه همچنین نگاه كنید به تحقیق درخشان سیروس غنی: ایران؛ برآمدن رضا خان، خصوصاً صفحات 167-183 و 198، 213، 216، 282-283، 289-294، 305 و…

در بارهء «عدم مداخلهء واقعی انگلیس» در روی كار آمدن رضاشاه، جان فوران، فهرست بلندی از نظرات محقّقان خارجی را ارائه داده است. نگاه كنید به: مقاومت شكننده، ص318، همچنین نگاه كنید به گفتگوی محمِد علی كاتوزیان در:

http://iranshahr.org/?P=863

2 ـ موحـّد، خواب آشفتهء نفت، ج1، ص109.

3 ـ عظیمی، فخرالدین، تجربهء مصدّق در چشم‌انداز آیندهء ایران، صص30 و31.

4ـ مجموعهء آثار منتشر شدهء گاندی حدود 90 جلد است و یا گزیدهء نوشته‌های نهرو 15 جلد می‌باشد و سخنرانی‌های وی نیز در 5 جلد جداگانه منتشر شده‌اند. عظیمی: «تأملّی در نگرش سیاسی مصدّق»، نگاه نو، شمارهء 36، صص 89-90.

5-مانند تحقیقات ارزشمند مصطفی فاتح، منوچهر فرمانفرمائیان، فؤاد روحانی، مصطفی علم، فخرالدِین عظیمی، محمّد علی همایون كاتوزیان،سپهرذبیح، یرواند آبراهامیان، فرهاد دیبا، بابك امیرخسروی، جلال متینی، علی رهنما و خصوصاً تحقیق ارجمندمحمّد علی موحـّد.

6 – Ryle, Gilbert.

7 ـ  مجموعهء این «اشارات» در كتاب‌های زیر منتشر شده‌اند: میرفطروس، گفتگوها، آلمان، 1998؛ هفت گفتار، آلمان، 2001؛ برخی منظره‌ها و مناظره‌های فكری در ایران، کانادا، 2004.

8-نگاه کنیدبه بحث نگارنده درگفتگوبامسعودلقمان،«آسیب‌شناسی اندیشه و کنش سیاسی در ایران معاصر»،ایران در گذر روزگاران، صص171-235

                              http://iranshahr.org/?p=8259

9-‍ Pathology.

10 ـ بنابراین: خوانندگان علاقمند به آگاهی‌های گسترده در بارهء ملّی شدن صنعت نفت ایران، می‌باید به كتاب‌های اختصاصی این موضوع، مراجعه فرمایند.

11ـ موحّد، ج2، ص955، مقایسه كنید با نظر عظیمی در:

Mohammad Mosaddeq and the 1953 Coup in Iran, edited by Mark J. Gasiorowski and Malcolm Byrne, Syracose University press, 2004, p.33.

ترجمهء فارسی، مصدّق و كودتا، ص53؛ عظیمی، تجربهء مصدّق…، ص22

12 – Henderson, Loy

13 – Truman, Harry

14 – Memorandum of conversation, by colonel Vernon Walters, New York, octobre 9, 1951, N. 888-2553/10-951.

15ـ Beneš, Edvard رئیس جمهور چكسلواكی كه بخاطر مماشات با كمونیست‌ها، در سال 1948 با كودتای خونین كمونیست‌ها سرنگون شد. معاون بنش (مازاریك اسلوواک) باوجود مخالفت‌ها و مقاومت‌های اولیـّه در برابر كمونیست‌ها،به توصیهء بنش،سرانجام همكاري با آنان راپذیرفت،بااین وجود،در ۱۴سپتامبر ۱۹۳۷ مازاریك توسّط كمونیست‌های چك از پنجرهء طبقهء پنجم عمارتی به پائین پرتاب شد!.دکتربنش نیزپس ازمدتی«خودکُشی»کرد. بدین ترتیب، کشورچک اسلواکی جزو بلوک کمونیستی گردید.

16ـبرای نظرشاه نگاه کنیدبه سخن وی به «برتون بِری»،سفیرآمریکادرعراق:

Berty to the Department of State, August 17, 1953, telegram 788.00/8-1753

برای نظردکتربقائی،نگاه کنیدبه:چه کسی منحرف شد؟،ص 298 ؛خواندنیها،26اسفند1331.حسین مكّی نیز با توجـّه به مماشات دكتر مصدّق با حزب توده و قدرت روزافزون این حزب در عرصهء سیاسی ایران، سرنوشت سیاسی ایران در زمان مصدّق را همانند سرنوشت رژیم سلطنتی افغانستان می‌داند كه طـّی آن، كودتای محمد داودخان (نخست‌وزیر افغانستان، پسر عمو و شوهر خواهر محمِد ظاهرشاه) و انقراض رژیم سلطنتی، باعث استقرار رژیم كمونیستی وابسته به شوروی در افغانستان گردید. مكّی، حسین، كودتای 28 مرداد 1332، ص469

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرستادن این مطلب برای دیگران