Print This Post Print This Post
داخلی (کتابها)


پیشینه،زمینه و هدف بحث(2)

                          چندنکته دربارهء منابع،تحقیقات جدیدوروش تحقيق 

1-تحليل‌هاي سْنّتي دربارة 28 مرداد و سقوط آسان دولت دكتر مصدِق، عموماً، با بزرگ نمائي و تأكيد اغراق‌آميز دربارة نقش آمريكا و انگليس ،از درك ضعف‌ها و تضادهاي دروني جبهة ملّي و اشتباهات اساسي دكتر مصدِق غافل‌اند، در حاليكه در بررسي رويداد مهمِي‌كه «آسان‌ترين و ارزان‌ترين كودتاي جهان» ناميده شده، بجاي تأكيد اغراق‌آميز بر «توطئة انگليس و آمريكا»، نخست به ضعف‌هاي دروني جبهة ملّي، به ترس وبیم مردم ازرفتن شاه(در25مرداد)وامکان آشوب ها وآشفتگی های بیشتر ودرنتیجه،به واكنش روانی مردم در روز 28 مرداد 32 وبه عزم و انفعال آگاهانة شخص مصدّق درروز28مردادبایدتوجـّهء اساسی کرد.درواقع، رويدادهاي منجر به 28 مرداد 32، مجموعة وقايع كوچك و بزرگي بودند كه در يك دوران 2 ساله، بسان جويبارهائي به هم پيوستند و سپس چونان سيلابي، دولت مصدِق را فرو بردند. بقول خليل ملكي:

ـ «اگر ما پس از پيروزي [در ملّي شدن صنعت نفت] شكست خورديم، تقصير از خود ما بود…»[1].

2-پس ازگذشت حدود60سال ازسقوط دولت مصدّق،هنوزبسیاری ازاسنادومدارک آن دوران ازدسترس پژوهشگران خارج است.هرچندکه برخی اسناد سازمان‌ اطّلاعات (MI6) و وزارت امور خارجة انگليس اخیراً منتشرشده[2]،امّا،اسنادمربوط به 28مرداد32و چگونگي سقوط دولت مصدِق، هنوز غیرقابل دسترسی است وبقول«مالکوم برن»(مدیرمسئول انتشاراسنادسازمان سیا):«بریتانیائی هادر بارهء28مرداد 32 «سکوت محض» کرده اند. [3]

3-اسناد سـّري وزارت امور خارجة آمريكاهرچندکه با ارائة آگاهي‌هاي مفیدی،علل اجتماعي و رواني جنبش خودبخودي بخشی از مردم تهران در روز 28 مرداد 32 و «سقوط آسان و حیرت‌انگيز دولت مصدِق»را نشان مي‌دهندامّا،بدورازملاحظات سیاسی ،محدودیت های امنیّتی واطلاعاتی  نیستند.[4].این اسنادپبرخی ادعاهای کرمیت روزولت(فرماندة عمليـّات طرح كودتا)درکتاب«ضدکودتا»[5]را موردتردیدقرارمی دهند.  

كتاب روزولت 24 سال پس از رويداد 28 مرداد 32 ودرست درآستانهء انقلاب اسلامی سال 57 منتشر شد.پيري، خودستائی وخصوصاًملاحظات سیاسی ومعاملات مالی روزولت[6]،روایت وی را سرشار از داستان پردازي و خودستائی ساخته وخصوصاًادعای وي ـ كه تظاهرات مردم تهران در روز 28 مرداد را به حساب عوامل خود واريز كرده[7  ]ـ اينك حتّي براي دوستداران صديق مصدِق نيز ارزش و اعتباري ندارد[8].ازاین گذشته،نام کتاب کرمیت روزولت بیانگراین است که عملیّات وی «ضدکودتا»ئی بوده درمقابله با «کودتای مصدّق»علیه محمدرضا شاه؛مسئله ای که درهمان زمان برخی ازمخالفان برجستهء مصدّق(ماننددکترمظفّر بقائی)نیزبه آن اشاره کرده بودند[9].

گزارش دونالد ويلبر[10] (همکارنزدیک کرمیت روزولت ويكي از مسئولان اصلی طرح كودتا)آگاهی های مفیدی دربارهء حوادث 28مرداد32 بدست می دهد.ویلبر باابرازتردیداز کم وکیف نقش مأموران سازمان سیادر حوادث 28مرداد تأکیدمی کند:

تا چه اندازه، فعاليت‌هاي انجام شده، نتيجة تلاش‌هاي ويژهء عوامل (سازمان سيا) بود؟ موضوعي است كه هرگز دانسته نخواهد شد… ».[11]

تعارض اسنـاد وزارت امور خارجة آمريكا و گزارش ويلبر با آنچــه كه كرميت روزولت مدِعي آنست، نشان از شيوة رايجي دارد كه در بسياري موارد، افراد ـ بمنظور بزرگنمائي عملكرد خود و بالا بردن سطح عمليـّات خويش در راه انجام مسئوليـّت‌ها و مأموريـّت‌هاي محـّوله ـ بدان مبادرت مي‌كنند تا بدين‌ترتيب موفقيـّت حاصله را يكسره، نتيجـة درايت، ابتكار و خلاقيـّت خويش وانمود كننـــد. گاه، اين شيوة بزرگنمائي، آنچنان پيش مي‌رود كه با مستندات قطعي، تعارض يافته و به افسانه يا به «عمليـّات محيـّرالعقول» پهـلــو مي‌زنــد.آيزنهاورکه قبلاًازگزارش های فوری «هندرسون» و«کابِِل»(معاون رئیس سازمان سیا) مبنی بر«خودجوش بودن تظاهرات مردم تهران در28مرداد»آگاه بود،پس از مطالعة گزارش روزولت،ضمن تجلیل از«هوشمندی ودلیری روزولت»واهدای«نشان امنیّت آمریکا» به او،درسخنی طنزآمیز،چنين نوشت:

«گزارش او بيشتر به داستان شباهت داشت، تا به يك واقعيـّت تاريخي!»[12]

وشایدبااین کلام طنزآمیزآیزنهاور بودکه کرمیت  روزولت،هیچگاه نتوانست «نشان امنیّت آمریکا» رابرسینهء خودنصب کند

[13]و آیزنهاورنیز،درخاطرات خود،نه به عملیّات«ت.پ.آژاکس»اشاره ای کرده ونه  ازکرمیت روزولت نامی برده است[14].


4-اردشير زاهدي نيز كه در طول وقايع منجر به 28 مرداد 32 از بازيگران اصلي بوده، در اين باره مي‌نويسد:

«ريچارد هلمز (R. Helms) كه مدِت‌ها رياست سيا را بر عهده داشت ـ در مصاحبة تلويزيوني با B.B.C، اظهار داشت كه سيا تصميم گرفت «پيروزي» خود در ايران را تكذيب نكند زيرا تبليغات خوبي بود. سيا در 1961 متحمـّل ناكامي‌در عمليات «خليج خوك»ها عليه كوبا شده بود و مي‌خواست به نوعي «پيروزي» خود را نشان دهد تا بتواند بودجه‌اش را ـ كه موجوديتش به آن بستگي داشت ـ توجيه كند. اين سازمان به نقش ناچيزي كه در ايران ايفاء كرده بود، براي اين مقصود، توسـّل جْست. سيا با اين اقدام، تاريخ را جعل كرد. افكار عمومي‌آمريكا را منحرف ساخت و زمينة دشمني بين مردم ايران و آمريكا را ـ كه دوستان نزديك و براي دو نسل، متحـّد هم بودند ـ فراهم آورد…»[15]

5-در اواخر دهة 1980 «جيمز وولسي»[16] ـ رئيس وقت «سازمان سيا» ـ خبر داده بود كه: سيا، اسناد مربوط به كودتا در گواتمالا و كوبا و نيز اسناد مربوط به رويداد 28 مرداد 32 را منتشر مي‌كند و سپس، «جان دويچ»[17] ـ رئيس اسبق سازمان سيا ـ براي انتشار هرچه سريع‌تر اين اسناد، بودجة بررسي، تنظيم، طبقه‌بندي و انتشار اين اسناد را از يك ميليارد دلار به دو ميليارد دلار افزايش داد.او، بسياري از استادان و كارشناسان تاريخ را نيز به كمك طلبيد، امـّا پس از گذشت سه سال، در سال 1992 «رابرت گيتس»[18] ـ رئيس وقت سازمان سيا ـ ناگهان مدِعي شد كه: «تمام اسناد مربوط به رويداد 28 مرداد 32، در اوائل دهة 1960 از بين رفته‌اند و تقريباً هيچ سندي براي انتشار وجود ندارد…»[19]

با توجـّه به اينكه در سال‌هاي اخير، اسناد بسياري از كودتاهاي معروف وخونین (از جمله كودتاي گواتمالا، شيلي، اندونزي، آرژانتين و…) منتشر شده‌اند، پرسش اينست كه چرا سازمان C.I.A پرونده‌هاي مربوط به رويداد 28 مرداد 32 را نابود ساخته است[20]؟ چرا سازمان C.I.A اوّلين، مهم‌ترين و «شاهكار» تجربة كودتائي خود را از بين برده است؟ آيا اين اسناد و مدارك چنان خالی و بي‌محتوا بوده كه مي‌توانست افسانة «پيروزي C.I.A» را برباد دهد؟ آيا مسئولان سازمان C.I.A با آتش زدن و نابود كردن اين اسناد خواسته‌اند تا هم اين پروندة«پُر از خالي» يا «از تُهي سرشار» را از نظر جهانيان پنهان كنند؛ و هم ـ بعنوان فرمانده و برندة عمليات ـ در برابر رقيب خود، سازمان اطلاعاتي انگليس(MI6)، قدرت‌نمائي یاامتیازات بيشتري کسب نمايند؟

بنابراین، سخن دکترآبراهامیان،کاملاً درست است آنجاکه دسترسی به بایگانی سازمان سیا وسازمان اطلاعاتی انگلیس( (MI6 دربارهء 28 مرداد 1332 را« سخت ‌تر از عبور شتر از سوراخ سوزن»می‌داند[ولذا] تا روزی که این دو نهاد امنیتی، آرشیو کامل اسناد خود را در این زمینه منتشر نکنند، او و سایر تاریخ‌نگاران گزینه‌ء دیگری جز رضایت دادن به منابع پراکنده و مختلف ندارند.[21]

6-كتاب‌هاي رايج، بطور شگفت‌انگيزي تحت تأثير افسانه‌بافي‌هاي كرميت روزولت قرار دارند آنچنانكه استفان كينزر[22] در كتاب «همة مردان شاه»، بطور حيرت‌انگيزي، حتي ريشة حادثة 11 سپتامبر 2001، پيدايش گروه‌هاي تروريستي طالبان، القاعده (بن لادن) و… را ناشی از دخالت آمريكا براي سرنگون كردن دولت مصدِق دانسته است![23]

براساس اسناد اخیراً منتشرشده، محقّقاني مانند مارك گازيوروسكي[24]، مالكوم برن[25]، استفن دوريل[26]، فخرالدين عظيمي‌،یرواندآبراهامیان،محمدعلی(همایون)کاتوزیان،جلال متینی،علی رهنماومحمدعلی موحّدبه ضعف‌ها ی جنبش ملّی شدن صنعت نفت، اشتباهات دکترمصدّق و به «نقش كليدي ايرانيان كه به صورتي روزافزون در مقابل دكتر مصدِق صف آرائي كردند» اشاره كرده و نيز مخالفت‌ها و ترديدهاي شاه در دست زدن به كودتا و تأكيد وي بر «بركناري مصدِق از طريق مجلس» را يادآور شده‌اند[27].امِا وجه مشترك اين تحقيقات، اطلاق كلمة كودتا بر رويداد 28 مرداد 32 و سقوط آسان دولت مصدِق است.

روشن است كه از طرح كودتا تا انجام عملي كودتا، تفاوت، بسيار است. بر اين اساس، كتاب حاضر ضمن پذيرفتن وجود طرح كودتا عليه دولت مصدِق، به دنبال پاسخ به سئوالات ديگري است.

7-سقوط آسان دولت مصدِق، در كشاكش‌هاي جنگ سرد روي داد و لذا تحليل‌هاي موجود در بارة علل و عوامل اين سقوط ـ بیشتر ـ متأثر از شرايط سياسي ـ ايدئولوژيك آن دوران‌اند. در اين تحليل‌ها به علل داخلي و ضعف‌هاي دروني جنبشي كه مصدِق نماد و رهبر آن بود، توجـّه چنداني نشده است.

درفقدان اسنادوزارت امورخارجهء انگلیس وسازمان های جاسوسی آن کشورو«سکوت محض»آنهادربارهء 28مرداد32،اسنادسِرّی وزارت امورخارجهء آمریکاوخصوصاً گزارش‌هاي سفارت آمريكا در تهران در بارة رويدادهاي 25-28 مرداد 32 وچگونگی سقوط دولت دكتر مصدِق، داراي اولویّت و اهميـّت بسیاراند. لذا، نگارنده توجة خود را به گزارش‌ها و اسناد وزارت امور خارجة آمريكا معطوف ساخته كه مسئولين آن بقول مصدِق «مانند يك برادر صميمي» براي حلّ اختلافات نفتي بين دولت‌هاي ايران و انگليس تلاش كرده بودند[28].

گزارش «دونالد ويلبر» نیز بخاطرآگاهی های دست اوّل  از رَوَندشکل گیری طرح کودتا وخصوصاً مخالفت پایدارشاه باکودتاونیزبخاطراطلاعات جالب  دربارهءحوادث روز28 مرداد، مورداستفاده واستناداساسی نگارنده بوده است.

از اين گذشته، در تاريخ‌نويسي نوين، به روحيـّات، خصوصيـّات رواني و سود و سوداهاي آشكار يا پنهان شخصيـّت‌هاي سياسي نيز توجـّه شاياني مي‌شود. اين امر در بارة سياستمداران دورة پرخروش نهضت ملّي شدن صنعت نفت و خصوصاً در مواضع متغيّر يا تصميم‌هاي سیّال رهبران سياسي اين عصر، قابل تأمّل بيشتري است. به عبارت ديگر: در شرايط حسِاس و سرنوشت‌ساز، رهبران بزرگ نيز دچار ترس و ترديد مي‌شوند: تقاضاي دكتر مصدِق از هوادارانش براي ماندن در خانه‌هاي‌شان و عدم هرگونه تظاهرات ضدسلطنتی در روز 28 مرداد، يا تصميم ناگهاني مصدِق در دستگيري فرماندار نظامي تهران (سرهنگ اشرفي) و تعويض رئيس شهرباني كلّ كشور (سرتيپ مدبـّر) و انتصاب سرتيپ محمِد دفتري بجاي وي و همزمان، واگذارکردن مقام فرمانداري نظامي تهران به سرتيپ دفتري در روز 28 مرداد 32 به چه معنا مي‌توانست باشد؟

ـ با توجـّه به پيوندهاي فاميلي بين مصدِق و سرتيپ دفتري و وابستگي آشكار سرتيپ دفتري به شاه و دربار، آيا مصدِق در روز 28 مرداد با واگذارکردن مسئوليـّت سه نيروي نظامي يا بازوي انتظامي خود به سرتيپ دفتري مي‌خواست تا با«عقب نشینی»و ايجاد نوعي «حفاظ فاميلي و امنيـّتي»، از كُشت و كشتار و وقوع يك جنگ داخلي جلوگيري كند؟

ـ اينكه در آخرين لحظات، مصدِق معتقد شده بود: «از پيشگاه اعليحضرت همايون شاهنشاه درخواست شود تا هرچه زودتر به ايران مراجعت فرمايند… چون كه تغيير رژيم، موجب ترقّي ملّت نمي‌شود»[29]… همه و همه آيا نشانة اين بود كه با توجـّه به حضور توانمند حزب توده و هشدار ياران صديق مصدِق، او ادامة نبرد را ديگر به سود خود و به صلاح ايران نمي‌دانست؟ و بهمين جهت ـ باوجود اصرار و پافشاري كساني مانند دكتر فاطمي ـ تقاضاي كمك مردمي از طريق راديو و ايجاد يك «جنگ داخلي» را بي‌فايده و نادرست مي‌ديد؟ و…

اين‌ها مسائل انساني، شخصيـّتي و روانشناختي هستند كه در آن لحظات حسـّاس و سرنوشت‌ساز، مي‌توانستند بر عزم و ارادة مصدّق تأثيري قاطع داشته باشند.

بنابراين: بنظر ما، عامل «تك علّتي» (دست خارجي) در آسيب‌شناسي شكست دكتر مصدِق، بسيار گمراه كننده است بلكه در اين باره، ضمن توجـّه به ضعف ساختار اجتماعي و توسعه نيافتگي سياسي جامعه، به ماهيـّت متناقض، متنافر و شكنندة بنيانگذاران «جبهة ملّي» و نيز به عقب‌نشيني، درايت سياسي و «نقش و نقشة ديگر دكتر مصدِق در روز 28 مرداد» بايد توجـّهء اساسی کرد.

كتاب حاضر مي‌كوشد تا بر اين عقب‌نشيني و درايت سياسي مصدِق در روز 28 مرداد، تأمّلي داشته باشد، با اين اميد كه باعث نگاه تازه‌اي نسبت به اين رويداد مهـّم ودرعین حال مبهم تاريخ معاصر ايران گردد.

 

                                                                            علي ميرفطروس

 



[1]ـ ملكی،«تحلیل مختصری ازگذشته برای ترسیم آینده»،منتشرشده در:نبردزندگی،شمارهء10،26اردیبهشت 1335،ص28 

[2] ــ آرشیو عمومی دولت انگلستان،پروندهء(FO  371(1941-1953 وپروندهء(FO  248(1946-1953    

[3 ] –http://www.manoto1.com/videos/asnadsia/vid3901

آنچه که درشصتمین سالگردرویداد28مرداد32،بطوراغراق آمیزی ازطرف برخی رادیو-تلویزیون هابعنوان«اسنادتازهء سازمان سیا»نامیده شده، درواقع،چیزی نیست مگربازنویسی گزارش«ویلبر»وبخشی از گزارش «کرمیت روزولت» درکتاب«ضدکودتا» وهمانطورکه درمقدّمهءویراستاراین اسناد(مالکوم برن)تأکیدشده:«کشف تازه ای دراین اسنادوجودندارد».

   http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB435/

[4] – U.S. National Archives, Vol 10 (1951-1954) ; Foreign Relations of the United States, volume X, 1951-1954, Editor in Chief John P. Glennon, Washington, 1989

[5] – Roosevelt, Kermit, Countercoup, The struggle for the control of Iran, New York, McGraw-Hill, 1979

[6]- دراین باره نگاه کنیدبه:میلانی،عباس،نگاهی به شاه،صص220-221

[7] – Roosevelt, p. 186

[8] ـ نگاه كنيد به: مـّوحد، ج2، ص827؛ اميرخسروي، صص481-486، 492، 535 و 725؛ عظيمي، ص20. سرهنگ غلامرضا نجاتي -افسرنیروی هوائی وفاداربه دکترمصدّق وشاهدوناظر رویداد28مرداد-نیزكتاب روزولت را يك نوشتة تبليغاتي به توصية گردانندگان سياست خارجي آمريكا مي‌داند كه هدف آن، دفاع از خدمات سازمان «سيا» پس از شكست آمريكا در حمله به كوبا (خليج خوك‌ها) بوده است. نجاتي، صص 317ـ321،

[9]ـ نگاه کنیدبه روزنامهء شاهد،25مرداد1332

[10]- Wilber, Overthrow of Premier Mossadeq of Iran (November 1952-August 1953). Central Intelligence Agency, March 1954

[11]- Wilber, Overthrow of Premier Mossadeq, Party 8, pp. 66-67

[12]- Eisenhower’s Diary, 8 october 1953, quoted in Stephen E. Ambrose. Eisenhower, vol. 2, p. 129; Brands, H.W: Inside the Cold War: Loy Henderson and the Rise of the American Empire, 1918-1961, New York, 1991, p. 243 

[13]- Nutter,John Jacob:The CIA ‘ s Black Ops, New York  ,2000,p238

[14]Eisenhower, Dwight. The White House Years: Waging Peace, (1956-1961), New York,1965

[15] ـ زاهدي، خاطرات، ص 269؛ رازهاي ناگفته، ص 165.اخیراً«جک او کانال»(مأمورعالی رتبهء سازمان سیادرخاورمیانه)درخاطرات خود،ضمن اشاره به ناکامی های سازمان سیا، ادعاهاوافسانه سازی های روزولت راردکرده است.نگاه کنیدبه:

O’Connell, Jack:King’s Counsel: A Memoir of War, Espionage, and Diplomacy in the Middle East,new York,2011

[16]- James Woolsey

[17]- John Duich

[18]- Robert Gates

[19] – Herald Tribune, May 28, 1997, p. 10

[20] – New York Times, May 29. 1997, p 19

[21]ـآبراهامیان،یرواند: کودتا،صص34و211

[22] – Stephen Kinzer

[23] – All the Shah’s Men : An American Coup and the Roots of Middle East Terror, Hoboken, N.J. John Wiley & Sons. 2003.

[24]  – Mark Gasiorowski

[25] – Malcolm Byrne

[26] – Stephen Dorril

[27] ـ نگاه كنيد به:

Mohammad Mosaddeq and the 1953 Coup…, pp. XVII, 88, 101, 310 ترجمة فارسي، مصدِق و كودتا، صص 16، 110ـ115، 293، 297 و…؛ عظيمي، حاكميـّت ملّي و دشمنان آن، ص26-27و226-227

[28]ـ سخنان وزير امور خارجة سابق آمريكا، خانم مادلين آلبرايت، در بارة رويداد 28 مرداد 32 و سوء استفاده از اين سخنان نشان مي‌دهد كه رويدادهاي تاريخي مي‌توانند براي مصالح يا مصالحه‌هاي سياسي روزمـّره، فوايد عملي داشته باشند! اين سخنان در عين حال ـ مي‌تواند ناشي از رقابت‌هاي سياسي بين حزب دموكرات و حزب جمهوريخواه باشد كه طي آن، مخالفان دموكرات با تكرار «مداخلة جمهوريخواهان در سقوط مصدِق» كوشش مي‌كنند تا سياست‌هاي جمهوريخواهان را در عرصة خارجي مورد انتقاد قرار دهند! براي سخنان آلبرايت نگاه كنيد به:

    http://www.mideastinfo.com/documents/iranspeech.htm

براي آگاهی ازسوء استفاده و برداشت نادرست از اين سخنان، نگاه كنيد به:

    http://www.fararu.com/vdcd.xOn2ytOxna26y.html

[29] ـ مصدِق، صص272-273.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

فرستادن این مطلب برای دیگران