Print This Post Print This Post
داخلی (کتابها)


غوغای نفت!

در تاریخ معاصر، سرنوشت ایران را دو مسئلهء اساسی رقم زده است، یكی: نفت، و دیگری همسایگی با دولت روسیه (و بعد اتحاد جماهیر شوروی كمونیستی)، بنابراین بی‌معنا نیست اگر بگوئیم كه تاریخ معاصر ایران با «نفت» نوشته شده است!

مسئلهء نفت و خصوصاً استیفای حقوق ایران از شركت نفت انگلیس از دیرباز آرزوی بسیاری از سیاستمداران ایران بوده (از رضاشاه تا ساعد و قوام‌السلطنه و رزم آراء و دكتر مصدِق و محمّد رضاشاه)، مثلاً رضاشاه در سال 1307/1928 از طریق مصطفی فاتح به سرجان كدمن[1] (رئیس شركت نفت انگلیس) پیغام داده بود:

«ایران دیگر نمی‌تواند بیش از این تحمِل كند كه عواید سرشار نفت آن به جیب بیگانگان برود و خود، از آن محروم باشد.»[2]

در ادامهء این كشاكش‌ها، به سال 1311/1932 رضاشاه در جلسهء هیأت وزیرانش با عصبانیـّت، متن قرارداد 1901 ویلیام ناكس دارسی[3] را پاره كرد و در میان شعله‌های آتش انداخت[4]، اقدامی كه با رضایت مصدّق نیز همراه بود[5]. موضع رضاشاه علیه انگلیسی‌ها چنان تند و نامتعارف بود كه در گفتگو با سفیر افغانستان تأكید می‌كند:

«حاضرم كار با انگلیس به اسلحه بكشد ولو جانم در خطر باشد.»[6]

در واقع اولین گلوله برای ملّی شدن صنعت نفت از همین لحظه شلیك شد.

رضاشاه

سرجان كدمن سرانجام پیشنهاد كرد كه شركت نفت 20 درصد از سهام را بطور رایگان به ایران واگذار كند و بابت هر تُن نفت تولید شده، دو شلینگ به ایران پرداخت نماید. از این گذشته، متعهـّد شد كه منطقهء امتیاز استخراج نفت را به میزان قابل توجهی كاهش دهد و در عوض، خواست كه مدت امتیاز، سی سال افزایش یابد.

پیشنهاد سرجان كدمن با مخالفت شدید هیأت نمایندگی دولت ایران (به سرپرستی سید حسن تقی‌زاده، وزیر دارائی) روبرو گردید بطوریكه اعلام شد كه دولت ایران قرارداد 1901 دارسی را ـ یكطرفه ـ لغو خواهد كرد زیرا كه منافع ایران را تأمین نمی‌كند[7]. با این تهدید، دولت انگلیس طی یادداشت تندی ضمن اعتراض به دولت ایران، رضاشاه را به اقدامات نظامی تهدید كرد و حتّی به آرایش ناوگان جنگی خود در خلیج فارس پرداخت و كوشید تا اعراب جنوب ایران را به شورش و طغیان وادارد. این تهدیدات و تحریكات نظامی، رضاشاه را هراسان ساخت و با توجه به نیازهای مالی دولت ایران، در مذاكرات بعدی، خودِ رضا شاه سرپرستی مذاكرات را بر عهده گرفت و در نهایت ـ برخلاف میل خود[8] ـ پیشنهاد انگلیسی‌ها را پذیرفت. در این قرارداد (كه به قرارداد 1312=/ 1933 معروف است) با اینكه ایران توانست به سهم بیشتری دست یابد و منطقهء عملیات شركت نفت را نیز از 500 هزار مایل مربع به 100 هزار مایل مربع كاهش دهد و حق انحصاری شركت نفت انگلیس را در ساختن لوله‌های نفت تا سواحل خلیج فارس لغو كند، و با تأكید بر آموزش و حضور مهندسان و متخصّصان ایرانی در صنعت نفت، مقدِمات تأسیس «دانشكدهء صنعت نفت آبادان» را مهیـّا كرد، امِا تمدید مدِت قرارداد تا 30 سال دیگر، اقدامات رضاشاه را بصورت یك اشتباه بزرگ جلوه‌گر ساخت[9].

باید توجـّه داشت كه در این هنگام، ایران در بین دو سنگ آسیاب قدرت‌های استعماری (روس و انگلیس) قرار داشت و هرگونه قراردادی با توجـّه به موقعیـّت و ملاحظات سیاسی این دو قدرت بزرگ استعماری انجام می‌گرفت، بنابراین مواضع سیاسی سیاستمداران وقت می‌بایستی در كادر فشارهای این «دو سنگ آسیاب»درك گردد و اگر بپذیریم كه سیاست را«هنرِ تحقّق ممكنات» تعریف كرده‌اند، با توجه به سلطهء سیاسی ـ نظامی‌روسیه و انگلیس، بسیاری از سیاستمداران و دولتمردان ایران در آن دوران بدنبال تحقّق «ممكنات» بوده‌اند و نه «مطلوبات» و آنان كه خواسته‌اند در‌هاله‌ای از آرمان‌گرائی و مطلوب‌خواهی عمل كنند، نه تنها خود، بلكه جامعهء ایران را به پرتگاه‌های بی‌بازگشت سوق داده‌اند، وقایع 28 مرداد 32 و سرنوشت دكتر مصدِق و نتایج بعدی آن، نمونه‌ای از این «آرمان‌گرائی» و «مطلوب‌خواهی» می‌تواند باشد.

بعد از رضاشاه، مسئلهء استیفای حقوق ایران از شركت نفت انگلیس در دولت‌های ساعد، قوام، رزم آرا و مصدِق دنبال گردید. شاید بتوان گفت كه اوّلین «تحریم مذاكرات نفت» و سیاست «موازنهء منفی» (كه بعدها به سیاست اصلی مصدِق در بارهء نفت بدل گردید) از نخست وزیری ساعد مراغه‌ای آغاز شد[10]. او ضمن مخالفت شدید با تقاضای شوروی‌ها در بارهء امتیاز نفت شمال (در سال 1323)، بررسی پیشنهادات شركت‌های نفتی كشورهای دیگر را نیز به بعد از خروج نیروهای متّفقین از ایران موكول كرد. در آن زمان، سی هزار سرباز روسی در ایران مستقر بودند[11].

رد تقاضای دولت شوروی از طرف ساعد مراغه‌ای (كه زمانی نیز سفیر ایران در مسكو بود) به یك جنجال بزرگ سیاسی تبدیل شد بطوریكه «كافتارادزه»[12] (فرستادهء مخصوص دولت شوروی به ایران) برخلاف اصول دیپلماتیك و بدون رعایت آداب یك میهمان در ایران، طی یك كنفرانس مطبوعاتی در تهران، ساعد را مورد توهین و انتقاد قرار داد[13] و بدنبال توهین و تهاجم «كافتارادزه»، حزب توده نیز با براه انداختن تظاهرات گسترده (زیر چتر حمایت سربازان مسلّح شوروی) با شعار «مرگ بر ساعد فاشیست!» خواستار «نفت شمال برای شوروی» گردید. جالب است كه در این تظاهرات گسترده، بسیاری از شركت‌كنندگان ناآگاه ، شعار «مرگ بر ساعدِ فاشیست!» را «مرگ بر ساعتِ فاشیست!» تلفِظ می‌كردند… در این میانه، دكتر مصدِق نیز از حملات و توهین‌های نشریات حزب توده در امان نماند بلكه او را نیز (بخاطر مخالفت شجاعانه‌اش با تقاضای شوروی‌ها) «سمبل اشرافیـّت پوسیده»، «سیاستمدار مرتجع و كهنه‌پرست» و «عامل امپریالیسم» نامیدن ساعد مراغه‌ای

                              ساعد

                                            ساعد مراغه‌ای

كوشید تا سود حاصله از فروش نفت، 50/50 بین دولت ایران و شركت نفت انگلیس تقسیم شود، امّا با سرسختی شركت انگلیس و خصوصاً ترس و نگرانی محمّد رضا شاه از توطئهء انگلیسی‌ها و در نتیجه، با فشار بر ساعد مراغه‌ای، لایحهء الحاقی «گس[15] ـ گلشائیان» به مجلس ارائه گردید.[16]

لایحهء الحاقی «گَس ـ گلشائیان» زمانی از طرف دولت ساعد به مجلس ارائه شد كه فقط 5 روز به پایان دورهء پانزدهم مجلس باقی مانده بود. آیا این مسئله، آگاهانه یا عامدانه و ناشی از هوشیاری سیاسی ساعد مراغه‌ای بود؟ با توجـّه به فشار انگلیسی‌ها و شاه، آیا ساعد در كشمكش‌ها ‌و بحث‌های مجلس، می‌خواست عمر چند روزهء مجلس بپایان رسد تا او از فشار دولت انگلیس در تحمیل قرارداد «گس ـ گلشائیان» رهائی یابد؟ در هر حال، در این جریان، مصدِق در نامهء خود به مجلس، نه از ردّ قرارداد الحاقی «گَس ـ گلشائیان» سخنی گفت و نه از ملّی شدن نفت[17]، ولی با سخنرانی 4 روزهء حسین مكّی در مجلس و در نتیجه، با پایان رسیدن عمر مجلس پانزدهم، این قرارداد فرصت تصویب یا رد نیافت و به رأی گذاشته نشد.

                                                    * * *

نخست‌وزیر جدید، سرلشكر رزم آرا (شوهر خواهر صادق هدایت)، تحصیلكردهء مدرسهء معروف نظامی Saint Syr فرانسه، مؤلّف كتاب مهـّم «جغرافیای نظامی ایران و كشورهای همجوار» (در 18 مجلّد) «باسوادترین افسر ارتش»[18] و «فوق‌العاده شجاع و قاطع، با حافظه‌ای قوی»[19] بود. رزم‌آرا در بارهء ملّی شدن صنعت نفت معتقد بود كه با توجه به فقدان پرسنل و امكانات فنّی و تداركاتی و فقر مالی ایران، پذیرفتن مسئولیـّت ادارهء صنعت عظیم نفت، یك اشتباه و لذا: ملّی كردن شتابزدهء صنعت نفت، بزرگترین خیانت است.[20]

 رزم آزا

                                        رزم‌آرا

ظاهراً رزم‌آرا، دو مرحله‌ای بودن ملّی شدن صنعت نفت را در نظر داشت:

1 ـ دورهء مقدّماتی، برای كسب آموزش‌های لازم فنّی و حرفه‌ای توسِط مهندسین ایرانی

2 ـ مرحلهء نهائی، ملّی شدن صنعت نفت، با رعایت اصول قوانین بین‌المللی.

در این راستا، در دوم اسفند 1329 رزم‌آرا در برابر نمایندگان كمیسیون نفت اظهار داشت كه به شرط خودداری از شتابزدگی، با فكر ملّی كردن صنعت نفت مخالفتی ندارد[21].

رزم‌آرا در كشاكش بین دولت‌های روسیه و انگلیس، بدنبال نیروی سـّومی‌(آمریكا) بود[22]، او با اجرای اصلاحات گستردهء اداری و اجتماعی (از جمله مبارزه با فساد و سوء استفاده‌های مالی مقامات دولتی، افزایش مالیات ثروتمندان و خصوصاً تقسیم اراضی دولتی بین روستائیان و تشكیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی مندرج در قانون اساسی مشروطیـّت) در مسئلهء نفت نیز ضمن پذیرفتن پیشنهاد انگلیسی‌ها مبنی بر نصفانصف (50/50) سودِ حاصله از درآمد نفت[23]، بر آموزش ده سالهء ایرانیان در امور فنی صنعت نفت و كاهش تعداد كاركنان انگلیسی و هندی شركت نفت تأكید ورزید. این طرح با حمایت و همدلی آمریكائی‌ها (كه در آن زمان ـ واقعاً ـ از دوستان و حامیان ایران بودند) همراه بود و براساس آن برای اولین بار، ایران اجازه می‌یافت تا دفاتر شركت نفت را بازرسی كند و صادرات شركت نفت انگلیس را در بنادر ایران زیر نظر داشته باشد. شاه در چندین نوبت كوشید كه مصدِق را برای پذیرفتن مسئولیـّت نخست‌وزیری راضی كند تا مصدِق را مشروعیـّت‌بخش معاملهء 50/50 سازد، امـّا مصدِق از این امر خودداری كرد[24]. بدین ترتیب: این طرح مقدور و ممكن (و نه مطلوب) در ترس و بیم‌های سیاسی حاكم، امكان ارائه نیافت.

مصدّق و جبههء ملّی همصدا با حزب توده، آیت‌الله كاشانی و فدائیان اسلام، دولت رزم‌آرا را «شبه كودتا» نامیدند كه فرمان انحلال مجلسین را در جیب دارد تا هرگاه لازم آید، مجلسین را منحل نماید[25]. لذا این نیروها از آغاز، در صفٍ مخالفان سرسخت دولت رزم‌آرا قرار گرفتند.

رزم‌آرا ـ با وجود شخصیـّت مقتدر نظامی‌اش ـ با انعطاف و اخلاق و مدارای یك شخصیـّت سیاسی كوشید تا جبههء ملّی را به اهمیـّت موضوع و حسّاس بودن شرایط، آگاه كند و در برابر این سئوال كه «چرا با وجود اینكه تهران در رژیم حكومت نظامی است، شما مانع میتینگ جبههء ملّی نمی‌شوید كه اینطور احساسات عمومی را علیه دولت [شما] تحریك می‌كند و حلّ مشكل نفت را پیچیده‌تر می‌سازد» با لبخندی جواب داد:

« ـ بگذار آنها [جبههء ملّی] كار خود را بكنند تا ما بیشتر بتوانیم به نفع مملكت، با انگلیسی‌ها چانه بزنیم و منافع خودتان را بیشتر سازیم»[26].

____________________________

[1] – Cadman, John.

2ـ فاتح، پنجاه سال نفت ایران، ص286

3 – D’Arcy, William Knox.

4ـ هدایت (مخبرالسلطنه)، خاطرات و خطرات، ص395.

5ـ مصدّق، خاطرات و تألّمات، ص292.

6ـ هدایت (مخبرالسلطنه)، ص396.

7ـ نگاه كنید به: فرمانفرمائیان، از تهران تا كاراكاس (نفت و سیاست در ایران) صص448-449

8ـ فاتح، ص302.

9 ـ در بارهء مواد و مزایای این قرارداد نگاه كنید به: فاتح، صص 298-303 و 305-313. برای نگاهی به اسناد این موضوع، نگاه كنید به: نفت در دورهء رضاشاه، اسنادی از تجدیدنظر در امتیازنامهء دارسی (قرارداد 1933)، مركز اسناد ریاست جمهوری ایران، تهران، 1378، خصوصاً اسناد شمارهء 112-130

10 ـ نگاه كنید به: ساعد مراغه‌ای، خاطرات، ص208-210

11ـ مصدّق، ضمن اینكه طرح «تحریم مذاكرات نفت» را «طرح من» می‌داند، می‌گوید: «این فكر [تحریم مذاكرات نفت] را دو روز بعد از نطقی كه راجع به امتیاز نمودم، یكی از آقایان نمایندگان مجلس كه اجازه ندارم نامش را بگویم، به من داد» (كی استوان، ج1، صص 199-200)، در حالیكه دكتر امیر اصلان افشار (دولتمرد خوشنام و داماد ساعد مراغه‌ای) در گفتگو با نگارنده، به روایت از ساعد مراغه‌ای تأكید می‌كند كه «این طرح، از طرف ساعد به دست مصدّق رسیده است»: خاطرات امیر اصلان افشار، درگفتگوبا علی میرفطروس،نشرفرهنگ،کانادا،2012،ص147

12- Kavtaradze, Sergei.

13 ـ برای بخش‌هائی از كنفرانس مطبوعاتی «كافتارادزه»، نگاه كنید به: ساعد مراغه‌ای، صص 185-189

14ـ در بارهء موضع حزب توده در مورد نفت شمال، نگاه كنید به مقالهء احسان طبری، «مسئلهء نفت» در: نشریهء مردم برای روشنفكران، شمارهء 12، 19 آبان 1323.؛مقایسه کنیدبانظرمحمدامینی(م.الف.جاوید):دموکراسی ناقص(تحلیل اوضاع اقتصادی-سیاسی سالهای1320-1332)،صص85-87

15- Gass, N.A

16ـ در بارهء این قرارداد نگاه كنید به: فاتح، صص388-403. برای نظر گلشائیان در بارهء این قرارداد، نگاه كنید به نامهء او به دكتر قاسم غنی: یادداشت‌ها، ج6، صص533-534؛ ساعد مراغه‌ای، صص 290-294

17ـ برای متن نامهء مصدّق، نگاه كنید به: مكّی، ص87

18 ـ كیانوری، ص93

19 – فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج1، ص164

20 ـ نگاه كنید به: مكّی، كتاب سیاه، ج1، ص611؛ عاقلی،باقر، روزشمار تاریخ ایران، ج1، ص441؛ عراقی، صص65-69. مقایسه كنید با نظر امیر تیمور كلالی (وزیر دولت مصدّق)، خاطرات، ص120

21ـ موحـّد، ج2، ص1041

22 ـ مورّخ الدوله (سپهر)، خواندنیها، سوم مهرماه 1341

23ـ فاتح، ص405

24ـ مصدّق، صص177-178 و 361-362؛ مصدّق، نطق‌ها و مكتوبات، ج8 ، انتشارات مصدّق، پاریس، 1350، ص154

25ـ مذاكرات مجلس، سه‌شنبه 6 تیرماه 1329

26ـ عمیدی نوری، یادداشت‌های یك روزنامه‌نگار، ج2، صص280-281


 

 

 

 

 

فرستادن این مطلب برای دیگران