Print This Post Print This Post
داخلی (کتابها)


ترور مقدّس!

 بسياری از رهبران جبهة ملّی (مانند دكتر بقائی و مهندس حسیبی) كه در گذشتة نزدیك، اصل 50/50 را بهترین راه حلّ برای مسئلة نفت می‌دانستند[1] اینك نگران بودند كه مبادا رزم‌آرا با طرح خود، پیشدستی كرده و عرصه را از چنگ عناصر جبهة ملّی بدر آرد تا خود ـ بعنوان پیشگام در حل مسئلة نفت ـ دارای وجاهت سیاسی و ملّی گردد. در چنان فضائی، شخصیـّت حقوقدان و برجسته‌ای مانند دكتر مصدّق از تریبون مجلس خطاب به رزم آرا فریاد كرد:

«به وحدانیـّت حق، خون می‌كنیم! خون می‌كنیم! می‌زنیم و كشته می‌شویم! اگر شما نظامی‌هستید، من از شما نظامی‌ترم. می‌كُشم! در همین مجلس شما را می‌كُشم!»[2]

در برابر تهدید و توهین مصدّق و یاران او در مجلس،جمال امامی خطاب به مصدّق گفت:

«من از آقای مصدّق تعجـّب می‌كنم! مجلس جای استدلال و بحث است نه جای منازعه و مشاجره و فحش. اگر جای فحش بود، چند نفر چاله‌میدانی می‌آمدند اینجا!»[3]

 عبدالقدیرآزاد،یکی ازبنیانگذاران اصلی جبههء ملّی،نمایندهء سبزواردرمجلس وازمخالفان سرسخت رزم آرا نیز از «ضرورت گلوله و هفت‌تیر در كشتن خائن‌ها» سخن گفت[4] بطوریكه بقول غلامرضا فولادوند، نمایندهء شاهرود تأکیدکرد:

«صحبت كردن در این مجلس بسیار خطرناك است زیرا جماعتی كه تظاهر به وطن‌پرستی می‌كنند، اگر یك وكیل واقعاً وطن‌پرست خواست در اینجا، حقایقی را به اطلاع مردم ایران برساند، به انواع و اقسام [وسائل] بیاناتش را تحریف می‌كنند و آبرویش را می‌برند…»[5]

هرچند كه برخی منابع از رابطهء مستقیم مصدّق با رهبر فدائیان اسلام یاد می‌كنند[6]، امّا این ادّعا را نمی‌توان با قاطعیـّت پذیرفت، با اینحال می‌توان گفت كه به قول نواب صفوی: صراحت كلام دكتر مصدّق در تجویز كردن قتل رزم‌آرا، عامل مهمِی برای كشتن رزم‌آرا بدست فداییان اسلام بود[7].

به روایت دو تن از اعضای برجستهء فداییان اسلام: رهبران جبههء ملّی برای جلوگیری از اقدامات رزم‌آرا، از فداییان اسلام درخواست می‌كنند كه رزم‌آرا از سر راه نهضت ملّی برداشته شود[8]. در جلسه‌ای با حضور نـّواب صفوی، از طرف جبههء ملّی: بقایی، فاطمی، نریمان آزاد، حائری‌زاده و مكّی حضور می‌یابند و دكتر فاطمی تأكید می‌كند كه من اصالتاً از طرف خودم هستم و وكالتاً از طرف مصدّق (چون كسالت داشت) و ایشان (دكتر مصدّق) گفته‌اند: هر تصمیمی كه در این جلسه گرفته شود برای خود من هم لازم‌الاجرا است»[9]. نـّواب صفوی طی دو جلسهء طولانی «به شرط اجرای احكام اسلام در صورت به قدرت رسیدن جبههء ملّی»، پیشنهاد اعدام انقلابی رزم‌آرا را پذیرفت و جبههء ملّی نیز متعهـّد شد كه در صورت موفقیـّت، خواسته‌های فداییان اسلام برای اجرای احكام اسلامی را عملی نماید[10]. در حالیكه خلیل طهماسبی (قاتل رزم‌آرا) در بازجویی‌های خود صریحاً به جلسات مزبور با حضور رهبران جبههء ملّی اعتراف كرده، ولی فقط از مكّی، بقایی، كاشانی وفاطمی نام برده و از بقیـّهء افراد با عنوان «وكلاء اقلیـّت كه نامشان در خاطرم نیست» یاد نموده است[11].

 

رزم آرا

                                              رزم‌آرا با اعضاء خانواده‌اش

قتل رزم آرا بدست فدائیان اسلام، با جشن و شادمانی عموم رهبران جبههء ملّی (و از جمله مصدّق) همراه بود بطوریكه در تظاهرات جشنوارهء 70 هزار نفری میدان بهارستان به مناسبت قتل رزم‌آرا (18 اسفند 1329) عموم رهبران جبههء ملّی حضور داشتند[12] دكتر حسین فاطمی در سرمقالهء نشریهء «باختر امروز» ضمن تأئید شادمانهء قتل رزم‌آرا، قتل او و هژیر (وزیر دربار) توسِط فدائیان اسلام را «دو نمونه از علاقهء مردم رشید پایتخت به آزادی آراء و عقاید خویش» اعلام كرد[13].

قتل رزم‌آرا بدست فدائیان اسلام و سپس اعلامیهء تهدیدآمیز آنان خطاب به «ای پسر پهلوی!» (18 اسفند 1329)، شاه جوان را شدیداً وحشت‌زده و هراسان ساخت[14] و بدین ترتیب: جامعهء ایران از آشوبی به آشوبی دیگر و از عصبـّیتی به عصبـّیتی دیگر پرتاب گردید.

بررسی روزنامه‌ها، نطق‌ها و مباحثات سیاسی این دوران، گوشهء دیگری از عصبـّیت‌های تاریخی‌مان را آشكار می‌كند:
ائتلاف‌های متغـّیر، مواضع سیـّال و تغییر آسان سیاست‌ها و مواضع احزاب و نمایندگان مجلس و نیز دشنام‌ها و جنجال‌های روزمـّرهء احزاب و روزنامه‌ها، چنانكه گفته‌ایم تأئید‌كنندهء سخن ناظران و دیپلمات‌های غربی در این دوران است:

«مباحثات سیاسی در ایران، چیزی جز خشم و هیاهوی ذهن‌های توسعه نیافته نیست!»[15]

رضا زادهء شفق ـ از رهبران حزب ایران طرفدار مصدّق ـ نیز تأكید می‌كند:

«نمایندگان ما ـ بخصوص در مجلس چهاردهم و پانزدهم كه من در آنها حضور داشتم ـ چنان رفتار می‌كردند كه گوئی دشمنان شمشیر كشیدهء وزرایند… من با ناظران غربی موافقم كه ایران را ملتّی از افراد آنارشیست توصیف می‌كنند. در كشور ما هر كس خود را رهبر می‌شمارد، اهداف خود را طی می‌كند، راه خود را می‌رود و بدون پشیمانی، دیگران را پایمال می‌سازد، به دلیل این روانشناسی فردی است كه صدها حزبِ قطعه قطعه شده و تفرقه افكن، صحنهء سیاسی ما را آشفته كرده است»[16].

در چنین فضائی از دشنه‌ها و دشنام‌ها، «قهرمان» به راحتی به «ضد قهرمان» بدل می‌شد و«سرباز فداكار وطن» ـ به راحتی ـ به «سرباز خطاكار وطن» سقوط می‌كرد، نمونه اش سرنوشت حسین مكّی است كه تا روزی كه با مصدّق و در كنار مصدّق بود «سرباز فداكار وطن» لقب یافت آنچنانكه شهر تهران در استقبال از او به نحو بی‌سابقه‌ای تعطیل شد، اما همین مكّی از روزی كه از مصدّق جدا گردید و به صف مخالفان پیوست، به خیانت و سازش متهم شد و…[17]

معنای دیگرآن فضای عَصَبی وپُرجنجال این بود که آزادی،دموکراسی ومشروطهء پارلمانی مقوله هائی بودند تاریخی ودرازمدّت وبرای قوام ودوام آنهابه ساختارهای اجتماعی ونهادسازی های سیاسی-فرهنگی متناسب نیازبود.

 پانوبس ها:

1ـ نگاه كنيد به: روزنامة صفير (بجاي شاهد)، 23 فروردين 1329؛ روزنامة شاهد، 12 شهريور 1329

2 ـ مذاكرات مجلس شانزدهم، 8 تيرماه 1329؛ روزنامة شاهد، 12 تيرماه 1329؛ مكّي، ج3، ص82

3 ـ مذاكرات مجلس شانزدهم، 8 تيرماه 1329؛ مكّي، ج3، صص76-80، خصوصاً 82-83

4 ـ نگاه كنيد به: مذاكرات مجلس شانزدهم، 5 دي ماه 1329

5ـ همان

6 ـ نگاه كنيد به: اميني، داوود، جمعيـّت فدائيان اسلام، صص267 و 274؛ تركمان، محمِد، اسرار قتل رزم‌آرا، صص 399-400

7 ـ نگاه كنيد به: تركمان، ص400.

8ـ عراقی، صص72-77؛ خوش‌نیـّت، سیـّد حسین، سیـّد مجتبی نـّواب صفوی، اندیشه‌ها و مبارزات و شهادت او، ص51. برای آگاهی از رابطة سیاسی مصدّق با سیـّد حسین امامی (قاتل هژیر، نخست‌وزیر و سپس، وزیر دربار شاه) نگاه كنید به: عراقی، صص38-40.

9ـ عراقی، صص72-74؛ مقایسه كنید با: خسروشاهی، سیـّد هادی، فداییان اسلام، ص113؛ اعترافات نواب صفوی، در: تركمان، صص 228، 399، 400، 401، 402، 404 و 409؛ سحابی، عـّزت‌الله، نیم قرن خاطره و تجربه، ص21؛ تربتی سنجابی، محمود، احزاب سیاسی ایران، قربانیان باور، ص367

10ـ عراقی، صص72-75.

11 ـ گل محمّدی، احمد، جمعیـّت فداییان اسلام به روایت اسناد، ج2، صص666-669

12 ـ باختر امروز، 20 اسفند 1329

13 ـ باختر امروز، 20 اسفند 1329

14ـ نگاه كنید به: عراقی، ص85، مقایسه كنید با روایت حسنین هیكل، ایران روایتی كه ناگفته ماند، صص112-113

15 ـ آبراهامیان، ص 180.

16ـ خاطرات مجلس و دموكراسی چیست؟، صص 3-4. برای آگاهی از فضای عَصَبی و پُردشنام این دوران نگاه كنید به: مذاکرات مجلس،شهریورتاآبان ماه 1330 ؛مكّی، كتاب سیاه، ج3 (خلع ید)، صص74-80؛ ج4 (پس از خلع ید)، صص 320-360 و 378-440؛ موحِد، ج2، صص887-890 ؛زهتاب‌فر، خاطرات و مشاهدات، ص13؛ كلالی، ناگفته‌هائی از دولت مصدّق، صص169-170 و مقایسه كنید با روایت احتشام‌السلطنه در بارة فضای سیاسی بعد از مشروطیـّت: خاطرات احتشام‌السلطنه، صص677-678.

17 ـ برای آگاهی از ارج و اعتبار حسین مكّی در دیده و دیدگاه مصدّق، نگاه كنید به: سنجابی، امیدها و ناامیدی‌ها، ص185. همچنین نگاه كنید به نمونة نامه‌های دكتر مصدّق به حسین مكّی: متینی، صص 185-186. برای نمونه‌هائی از سرمقالات ستایش‌آمیز روزنامهء باختر امروز (دكتر حسین فاطمی) در بارهء حسین مكّی نگاه كنید به: سال‌های نهضت ملّی (كتاب سیاه)، ج6، صص157-164.

فرستادن این مطلب برای دیگران