Print This Post Print This Post
داخلی (کتابها)


… كه عشق، آسان نمود اوّل،ولي افتاد مشكل‌ها!

 

ملّي شدن صنعت نفت «به نام سعادت ملّت ايران» آغاز شده بود، امِا اسناد و مباحثات موجود نشان مي‌دهند كه عموم رهبران سياسي ايران در اين باره، فاقد دورانديشي اقتصادي و واقع‌بيني سياسي بودند. مصدِق كه ملّي شدن صنعت نفت را «يگانه راه علاج دردهاي بي‌درمان ايران» مي‌دانست[1]، بجاي واقع‌بيني سياسي، بيشتر بر شور و احساسات ضدانگليسي مردم تكيه داشت و اين آرمان‌گرائي، او را از واقعيـّت‌هاي موجود در عرصة مناسبات بين‌المللي بازمي‌داشت بطوريكه روزي در پاسخ به اين سئوال كه: «اگر توافقي با شركت نفت ايران و انگليس، حاصل نشد، چگونه مي‌خواهيد نفت را بفروشيد؟» مصدِق جواب داده بود:

«احتياج دنيا به نفت ايران به حـّدي زياد است كه اگر توافقي با شركت حاصل نشد، ديگران با نهايت سهولت آن را خواهند خريد و اندكي نگراني از اين بابت در بين نيست»[2].

ياران و همكاران نزديك مصدِق (از مهندس حسيبي و فاطمي‌ و بقائي و مكـّي تا الهيار صالح، شايگان و مهندس بازرگان) نيز خيال مي‌كردند كه: مْشتري‌ها در اسكله‌هاي بنادر ايران «مثل دكان نانوائي» ازدحام خواهند كرد و… در حاليكه اين تصـّور (همانگونه كه رزم آرا پيش‌بيني كرده بود) كاملاً نادرست بود زيرا بقول يكي از ياران مصدِق، محمِد نمازي:

«نفت را ملّي كرده ايم ولي نه توانائي اداره كردن آن را داريم، نه متخصّصين فنّي، نه نفتكش، و در فروش آن عاجزيم و بايد از شوروي يا آمريكا يا انگليس به ناچار كمك بخواهيم»…[3]

بدين ترتيب: شايد سخن «اريك دريك»[4] (مدير شركت نفت انگليس در آبادان) خالي از واقعيـّت نبود كه هيأت ايراني شركت نفت را همانند مسافران بي‌تجربة هواپيما مي‌دانست كه مي‌خواهند كنترل پرواز را در دست گيرند بي‌آنكه به پيامدهاي فاجعه‌بار آن آگاهي داشته باشند[5].

دكتر پرويز مينا (كارشناس  نفت)ضمن تأکیدبربی اطلاعی عمیق مهندس مهدی بازرگان،مهندس حسیبی وعلی شایگان ودیگر همكاران مصدّق از پیچیدگی های صنعت نفت وجایگاه آن درمناسبات بین المللی مي‌گويد:

«متأسفانه دردوران مصدّق درواقع سه نفر در تصميم گيري هاي او از نظرمذاکرات نفتي فوق العاده مؤثر بودند، يکي[مهدی] بازرگان بود، يکي مهندس [کاظم]حسيبي بود، و يکي دکتر [علی]شايگان. بنده از آنچه که بعدا از مطالعه پرونده ها و مذاکرات و گفتگوهائي که شده بود استنباط کردم اينست که هيچ کدام از اين آقايان متاسفانه کوچکترين اطلاعي از وضع صنعت نفت در خارج از ايران نداشتند…».. [6]

مصدّق كه چند سال پيش به اين دليل حقوقي كه «هر قراردادي، دو طرف دارد، لذا تا طرفين، رضايت ندهند، قرارداد ملغي نمي‌شود»، با پيشنهاد غلامحسين رحيميان، براي «الغاي قرارداد نفت جنوب» مخالفت كرده بود[7]، اينك بر آتش احساسات ضدانگليسي مردم چنان دميده بود كه اين احساسات راه هرگونه اعتدال و عقلانيـّت سياسي را فرو مي‌بست و هرگونه مذاكرة مناسب ومقدوری را با شكست روبرو مي‌ساخت. هريمن[8]، فرستادة مخصوص رئيس جمهور آمريكا كه پيشنهاد ترومن، مبني بر تقسيم 50/50 سود حاصله از فروش نفت را بهمراه داشت،در23تیرماه1330واردتهران شدبه این امیدکه بتواندمذاکرات موجودراازبُن بست ِعواطف واحساسات حاکم برجامعه خارج کند.[9]، پس از بازگشت از ايران تأكيد كرد:

«احساسات شديدي كه اكنون در ايران حكمفرماست، مذاكره و بحث را بسيار دشوار ساخته است. عامل ديگري هم كه به اين دشواري اضافه گشته، اين است كه دولت ايران، مشاورين مطّلع و كارآزموده ـ كه در امور بازرگاني نفت و وسعت عمل جهاني آن، اطّلاعات كافي داشته باشند ـ ندارد»[10].

روزنامهء نیویورک تایمزدرهمین زمان دربارهءاحساسات حاکم برجامعهء ایران نوشت:

-«برای کسانی که بامنطق سروکاردارنددرک این مطلب بسیارمشکل است که چگونه عدم مسئولیّت اشخاص وانبوه مردم باعث شده که ایران درچنین وضع نامطلوبی قرارگیرد.احساسات ملّی ِ پُرشور،عامل مهمّی درسیاست جهان می باشدمشروط برآنکه مثبت وسودمندباشد،ولی هنگامی که احساسات مزبورتبدیل به یک انتحاردست جمعی شود،ازمرحلهء سلامت خارج شده وواردمرحلهء بیماری روحی می گردد…عناصری دراین صحنه[ایران] نمودارگشته اند که رقص مرگ را یادآوری می کنند.بطورقطع،قانون ونظم وآراستگی ومنطق،رخت بربسته است.این وضغ،حاکی ازاحساسات ملّی نیست بلکه دیوانگی می باشد.»[11]

اين «احساسات شديد» و تعلّق خاطر مصدِق به «وجاهت ملّي» باعث شد تا در عرصة مذاكرات، مصدِق نتواند با دستٍ باز، بازي كند. از اين گذشته: او كه در سال‌هاي پيش، رضاشاه، تقي‌زاده و رزم‌آرا را بخاطر انعقاد قرارداد با كمپاني‌هاي نفتي به «سازش» و «خيانت» متهم كرده بود، اينك در بيم از اتهام سازش و خيانت و آلوده شدن «وجاهت ملّي» اش، با بن‌بست مذاكرات، مي‌كوشيد مانند يك «قهرمان مظلوم» ظاهر شود. والترز[12] ـ مترجمي كه همراه هريمن و مك‌گي[13] در مذاكرات با مصدِق شركت داشت ـ از قول دكتر مصدّق آورده است كه گفت:

-«شما متوجـّه نيستيد! من با بازگشت ِ دست خالي از آمريكا به ايران، موضع قوي‌تري خواهم داشت تا با مراجعت با يك سازش كه به بهاي از دست دادن طرفدارانم تمام شود.[14]»

     هریمن

             مصدّق وهریمن.نفروسط،والترز،مترجم

دراین میان،طرح شکایت دولت انگلیس  علیه ایران درسازمان ملل (6مهرماه1330)فرصتی شدتادراوج هیجانات واحساسات حاکم برجامعه،ضمن اعلام«آتش بس موقّت»توسط مخالفان، [15]مصدّق نیزبدنبال راه های دیگری باشد.

 
پانوشت ها:

[1] ـ مذاكرات مجلس، دورة شانزدهم، 8 دي‌ماه 1329

[2]ـ فاتح، ص529؛ مقايسه كنيد با: فرمانفرمائيان، ص346 و682

[3] ـ متيني، ص 254، به نقل از: صفائي، ص 175، براي آگاهی ازپیشنهادات محمِد نمازي در بارة نفت، نگاه كنيد به نامهء مفصّل او:

http://www.tarikhirani.ir/fa/files/73/bodyView/765

همچنین به:زهتاب فرد،افسانهء مصدّق،صص 488- 506؛روزنامة اطّلاعات، 1 خردادماه 1331

 [4] – Eric Drake

[5]ـ مرتضوي، محمّد علي، يك ماه مأموريـّت تاريخي در خوزستان براي اجراي قانون ملّي شدن صنعت نفت، صص21-25.

[6] ـ تحوّل صنعت نفت ایران:نگاهی ازدرون، مصاحبه باپرویزمینا ،بکوشش غلامرضا افخمی،بنیادمطالعات ایران،آمریکا،1377، صص8 – 10

[7] ـ روزنامة داد، شمارة 322، 14 آذر 1323؛ كي‌استوان، ج1، صص222-223

[8] – Harriman, Averell

[9]-باخترامروز،27تیرماه1330

[10]ـ فاتح، ص562؛ مقايسه كنيد با نظر فرمانفرمائيان، ص682؛ كلالي، ص115

[11]ـنیویورک تایمز،3مردادماه1331،به نقل از: فاتح، ص609؛مقایسه کنیدباگزارش روزنامهء تایمزلندن درهمین باره:فاتح،ص608

[12] – Walters

[13]  -Mc Ghee

[14] ـ McGhee : Envoy to the Middle World, p. 399

موحّد، ج 1، ص 349؛ [جيمز بيل..]، مصدِق، نفت، ناسيوناليسم ايراني (مجموعة مقالات)، ص480؛ متيني، صص 272-273 مقایسه کنیدباروایت ناصرقشقائی،تاریخ شفاهی هاروارد،ص17

[15]باخترامروز،9مهرماه1330

فرستادن این مطلب برای دیگران