بجاى مقدمه
انقلاب ايران و استقرار جـمهوری اسلامی، تغييرات مهمی در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعهء ما پـديــد آورده که هريک می تواند موضوع بـحث ها و بررسی های گسترده باشد.
در يک جـمع بندی کلی از نتايج انقلاب ٥٧ و حاکميت ٢٥ سالهء جـمهـوری اسلامی، شايد بتوان از يک
«انقطاع ديـگر»در روند تکاملی جامعه ايران سخن گفت و اگر نتايج هولناک و عوارض ويرانگر جنگ ٨ ساله با عراق را بر اين «جـمع بندی» اضافه کنيم، ابعاد اين «انقطاع» می تواند عميق تر و گسترده تر باشد.
تحليل های رايـج از چگونگی برآمدِ انقلاب يا علل و عوامل آن، اکثراً ماهيتی سياسی - ايدئولوژيک داشته و بيشتر در خدمت توجيه يا تبرئه، «اصحـاب دعـوی» بوده اند تا در جهت حقيقت گوئی و روشنگری تاريخی.
کانت، روشنگری را به معنای «خروج از صغارتِ خودخواستهء انسان و رسيدن به بلوغ» می داند و تأكيد می کند که عامل اساسی اين «صغارت»، اقتدار دين (يا ايدئولوژی) و در نتيجه: تعطيل يا توقف «عقل نقاد» در انسان است. کانت با دعوت انسان به داشتن شهامت، وی را به استفاده از «عقل نقاد» فرا می خواند.
براين اساس، نقد دين و ايدئولوژی و نقش شان در صغارت يا طفوليت فکری رهبران سياسی و روشنفکران ما، يکی از مـحـورهای اساسی کتاب حاضر را تشکيل می دهد.
بطوريکه در متن کتاب نيز تأكيد شده است:
اگر می خواهيم که آيندهء دموکراسی و جامعه مدنی در ايران به گذشتهء پـُراشتباه و بی افتخار اکثر رهبران
سياسی و روشنفکرانِ ما نبازد، بايد شجاعانه و بی پروا به چهره ء«حقيقت تلخ» نگريست و از آن، چيزها آموخت.
اين گذشتهء پـُر اشتباه و بی افتخار بايد همهء ما را فروتن و در برخورد با مسائل و مشکلات ميهن مان هوشيارتر سازد.با اين اميد که از باز توليد و تکرار ايدئولوژی های خرد گريز و تجدد ستيز جلوگيری گردد.
اين کتاب، مجموعه چند مقاله و گفتگو است که می کوشد بر برخی از مسائل تاريخی، سياسی و فرهنگی ما، درنگی گـــذرا داشته باشد.انتشار اوليهء اين بحث ها و گفتگوها در چند نشريهء فرهنگی خارج از کشور و بازتاب آنها در روزنامه ها، راديوها، تلويزيون ها و سايت های اينترنتیِ فارسی زبان، بسيار اميد انگيز و خوشحال کننده است.
مجموعهء اين بحث ها اگر باعث تاًمل و ترديدی در «باورهای خدشه ناپذير» شده باشد، من خود را مسرور، و اجر خويش را مشکور خواهم يافت.
اگـر ياری های دوستان بـزرگوارم: آقايان منوچـهـر فرهنـگی و فـريـدون فلفلی، و نيز همت همولايتی مهربانم: بانو مهين آزادفر نمی بود، تنظيم و انتشار اين بحث های پراکنده، بسی دشوارتر می نمود. از همهء اين عزيزان سپاسگزارم.
|