- تارنمای علي ميرفطروس - https://mirfetros.com/fa -

کُشته ها و پُشته ها،علی میرفطروس

 جنایت هولناکِ جمهوری اسلامی در قتل بیش از دوازده هزار تن از تظاهرکنندگان بی دفاع خشم و حیرت جهانیان را برانگیخته است و آنچه که بر این خشم و حیرت افزوده، پُشته کردنِ کُشته ها و نمایشِ آن برای عبرت دیگران است،موضوعی که در حملۀ تازیان به ایران نیز تکرار شده بود،از جمله در حمله به سیستان.

 در حملۀ تازیان به ایران ،سیستانیان مقاومتِ بسیار  و تازیان  خشونتِ بسیار نمودند چندانکه ربيع ‌بن زياد (سردار عرب) برای إرعاب مردم و کاستن از شورِ مقاومتِ آنان  دستور داد:

-« صَدری(بُلندائی) بساختند از آن کُشتگان [يعنی اجساد کشته شدگان را روی هم انباشتند]… و هم  از آن کُشتگان، تکيه‌گاه ها بساختند و رَبيع ‌بن زياد بَر شُد و بر آن بنشست».[بدین ترتیب] اسلام در سیستان  متمکّن [مستقر]شد و قرار شد که هر سال از سيستان  هزار هزار (يک ميليون) دِرهم به اميرالمؤمنين دهند با هزار وَصيف (کنیزک و غلام)»…ولی سیستانیان -باز-«ردّت آوردند» و حاکمانِ عرب را از شهر بیرون کردند۱ [1]

 در آن شرایط سوخته و سوگوار وقتی در آستانۀ نوروز سپاهيان «قُتيبه» (سردار عرب) نیز سيستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگ‌نواز،در کوی و برزنِ شهر – که غرق خون وُ آتش بود – از کشتارها و جناياتِ «قُتيبه» قصّه‌ها می‌گفت و اشکِ خونين از چشمِ بازماندگان جاری می‌ساخت و خود نيز،خون می‌گريست و آنگاه، بر چنگ می‌نواخت و می‌خواند:

 

«با اينهمه غم

در خانۀ دل

اندکی شادی بايد

که گاهِ نوروز است

اندکی شادی بايد/ که گاهِ نوروز است.» 

 

 

 

_____________________

۱ [2] – ملاحظاتی در تاریخ ایران،علی میرفطروس،نشر فرهنگ،کانادا،۱۹۸۸= ۱۳۶۶،صص۴۸ ،۷۴ و۸۰

فرستادن این مطلب برای دیگران
[3] [4] [5] [6] [7] [8]