درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده؛ باستانشناس برجسته و کاشفِ تمدّن جیرفت

دکتر یوسف مجیدزاده، باستانشناس برجسته ایرانی، ۲۷ مهر در ۹۰ سالگی در فرانسه درگذشت. مردی که کاوشهایش در جیرفت، ازبکی و تپه قبرستان، به کشف شواهد مهمی از تمدنها و استقرارهای کهن در فلات ایران انجامید، اما همواره هدف فشارها و اتهامهای سیاسی و عقیدتی بود.
مجیدزاده متولد سال ۱۳۱۵ در تبریز و استاد پیشین دانشگاه تهران بود و دکترای باستانشناسی خود را با تمرکز بر پیش از تاریخ، از دانشگاه شیکاگو دریافت کرده بود.
او پیش از انقلاب ۵۷ استاد دانشگاه تهران شد اما سال ۱۳۶۵ اعضای انجمن اسلامی دانشجویان برای اخراجش تلاش کردند، چرا که مجیدزاده و صادق ملکشهمیرزادی از امضای طرحی خودداری کردند که دانشجویان دختر را از آموزش میدانی باستانشناسی کنار میگذاشت و بهجای آن به موزه میفرستاد.
مجیدزاده نیز پس از آنکه او را کنار گذاشتند، به فرانسه رفت و در آنجا به تدریس پرداخت.
از مهمترین فعالیتهای علمی او، سرپرستی کاوشهای حوزه هلیلرود و محوطه کُنارصندل در نزدیکی جیرفت در دهه ۱۳۸۰ بود.
پس از غارت گسترده گورستانهای باستانی منطقه، مسئولان وقت میراث فرهنگی از او دعوت کردند از فرانسه به ایران بازگردد و هدایت پژوهشهای باستانشناسی این حوزه را بر عهده بگیرد.
کاوشهای جیرفت، فرضیه تمدن کهن و سنگاندازیها
کاوشهای مجیدزاده و همکارانش، شواهد مهمی از یک تمدن کهن را در جنوبشرق ایران آشکار کرد و توجه پژوهشگران جهان را به جایگاه این منطقه در ارتباط میان تمدنهای باستانی جلب کرد.
از یافتههای شاخص این پژوهشها، بقایای حدود چهار هزار ساله از بنای عظیم خشتی و پلکانی کُنارصندل شمالی بود که مجیدزاده آن را زیگوراتی قدیمیتر از زیگوراتهای بینالنهرین معرفی میکرد.
همچنین الواحی با قدمت حدود چهار هزار و ۵۰۰ سال با نشانههای نوشتاری در کُنارصندل جیرفت به دست آمد که بررسی آنها به طرح فرضیه وجود یک نظام نوشتاری دیگر در این منطقه انجامید.
مجیدزاده بر اهمیت تمدن جیرفت تاکید داشت و آن را گهواره تمدن شرق و قدیمیتر از سومر میدانست.
متاسفانه در اواخر دهه ۸۰، سازمان وقت میراثفرهنگی با قطع بودجه، کاوشهای او را نیمه تمام گذاشت و او نتوانست زیگورات را به طور کامل از دل خاک بیرون بیاورد.
مجیدزاده هر بار که به ایران بازمیگشت، با مشکلات بزرگی روبهرو میشد.
سال ۱۳۷۰، جهاد دانشگاهی و انجمن اسلامی دانشگاه تهران نامهای خطاب به علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، نوشتند و از بازگشت استادان کنارگذاشتهشده به دانشگاه شکایت کرده و مشخصا مجیدزاده را با اتهامهای سیاسی و عقیدتی هدف گرفتند.او علاوه بر جیرفت، سرپرستی کاوش در محوطههای مهم دیگری، از جمله محوطه ازبکی در استان البرز و تپه قبرستان دشت قزوین را هم بر عهده داشت.کاوشهای ازبکی در فاصله سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴، اطلاعات مهمی درباره استقرارهای پیش از تاریخ و دورههای تاریخی این بخش از فلات ایران به دست داد.
در یانتپه، از تپههای مجموعه ازبکی، بقایای معماری خشتی با قدمتی حدود ۹ هزار سال شناسایی شد؛ یعنی آثار یکی از کهنترین استقرارهای روستایی شناختهشده در فلات مرکزی ایران.
بقایای دژهایی که مجیدزاده آخرین مرحله آنها را به دوره ماد نسبت میداد، از دیگر یافتههای مهم این محوطه بود.
مجیدزاده در کاوشهای دهه ۱۳۵۰ در تپه قبرستان، نزدیک سگزآباد، شواهد مهمی از کارگاههای فلزکاری و تولید مس به دست آورد.
کشف بوتههای ذوب، قالبهای ریختهگری و بقایای کارگاهی، به شناخت تخصصهای تولیدی و فناوری فلزکاری در فلات مرکزی ایران کمک کرد.
تاریخگذاری این کارگاهها در پژوهشهای بعدی به اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد، یعنی حدود شش هزار سال پیش نسبت داده شد.
مجیدزاده علاوه بر کاوشهای باستانشناسی، با تالیف کتابهایی درباره تمدنهای باستانی، به گسترش منابع پژوهشی فارسی در این حوزه کمک کرد.
«تاریخ و تمدن بینالنهرین»، «تاریخ و تمدن ایلام» و «جیرفت، کهنترین تمدن شرق»، از آثار شناختهشده او هستند.
کتاب «تاریخ و تمدن بینالنهرین» مجموعهای سهجلدی است که تمدنهای باستانی سرزمین میان دجله و فرات، عمدتا در عراق امروزی، را معرفی میکند.
جلد تاریخ سیاسی آن از دوران آغاز نگارش و شکلگیری دولتشهرهای سومری شروع میشود و با بررسی حکومتهای اکد، بابل و آشور، تا دوره بابل جدید و پایان فرمانروایی کلدانیان ادامه مییابد.
دو جلد دیگر به زندگی اجتماعی و فرهنگی، باورهای مذهبی، اقتصاد، هنر و معماری این تمدنها اختصاص دارند.
او در «تاریخ و تمدن عیلام» به یکی از تمدنهای مهم ایران پیش از هخامنشیان میپردازد.
تاریخ سیاسی و سلسلههای فرمانروا، باورهای مذهبی، آثار هنری و افول قدرت عیلام، محورهای اصلی این کتاباند.
کتاب «جیرفت، کهنترین تمدن شرق» او هم در سال ۱۳۸۲ منتشر شد و به معرفی آثار منتسب به حوزه هلیلرود پرداخت؛ از جمله ظروف سنگی نقشدار و اشیایی که پس از غارت گورستانهای منطقه توقیف شده بودند.
کتاب با انتشار تصاویر این آثار، به شناخته شدن هنر و فرهنگ باستانی منطقه کمک کرد.
محسن ظهوری،اینترناشنال
