Print This Post Print This Post
تازه‌ها


«خط سوم»و رازورمز«28مرداد32»،علی میرفطروس

8سال پس ازانتشارکتاب«دکترمحمّدمصدّق؛آسیب شناسی یک شکست»

 

*سُلطهء60سالهء«روایت توده ای»دربارهء«کودتای 28مرداد»کارِ پژوهشگر رابسیاردشوار می کند،خصوصاًپژوهشگری که معتقدبه«اوراق کردن»یاویران نمودنِ ساختارِ روایت های سُنّتیِِ تاریخ معاصر است.

خط سوم» مبتنی برنکات مهمّی است که -متأسفانه- موردتوجّهء«مدافعانِ نظریهء کودتا» قرارنگرفته است!

*بسیاری از شخصیّت های مهم سیاسی در لحظات حسّاس باتصمیم وعزم و ارادهء فردی خود،مسیرحوادث را  تغییرداده اند.

*مهندس زیرك‌زاده:«در روز28مرداد،واضح بود كه دكتر مصدّق مردم را در صحنه نمی‌خواهد…تمام آن‌هائی كه در آن روز در خانهء نخست‌وزیر بودند، بارها و بارها،از او خواهش كردند اجازه دهد مردم را به كمك بطلبیم[ولی]مصدّق موافقت نكرد و حتّی حاضر نشد اجازه دهد با رادیو مردم را باخبر سازیم…مصدّق نقشهء خودراداشت ونمی خواست درآن،تغییری بدهد»!

*مصدّق خطاب به وکیل مورداعتمادش،سرهنگ بزرگمهر:«بهترین حالت همین بودکه پیش آمد!».

***

اشاره:

زیرنویس های این مطلب،در متن  و باحروف قهوه ای  مشخص شده اند تاخوانندگان  آسان تر  به منابع ومآخذمقاله دسترسی داشته باشند. 

                                         ***    

طرح مسئله:                                            

پائیز امسال،هشتمین سالِ انتشارنخستین چاپ کتاب«دکترمحمّدمصدّق؛آسیب شناسی یک شکست»است؛کتاب کوچکی که باعث موج بزرگی ازهیاهوها و جنجال های سیاسی شد؛جنجال هائی که بیشتر،بازتابِ«خشم و هیاهوی ذهن‌های توسعه نیافته»بود و به همین جهت،گاه تاحدّ«مشّاطه گری»و«سوداگری با تاریخ»سقوط کردند.درواقع،سُلطهء 60سالهء«روایت توده ای»دربارهء«کودتای 28مرداد»کارِ پژوهشگر را  بسیاردشوار می کند،خصوصاً پژوهشگری که به قول«کارل پوپر»معتقدبه«اوراق کردن»(Deconstruction) یاویران نمودنِ ساختارِ روایت های سنّتی تاریخ معاصر است.بنابراین،آن جنجال ها و هیاهوها می توانند بازتاب چنین ساختارشکنی وجسارتی نیز باشند.بااینحال،من ازهمهء ناقدان ومنتقدان  کتابم سپاسگزارم ؛ونیزخوشحالم که نویسندگان وپژوهشگران دیگر-با بحث هاومقالات ارزشمند- ضمن غنابخشیدن به این بحث تاریخی،مفهوم«کودتای 28مرداد»را به چالش کشیده وموردنقدوتردیدهای جدّی قرارداده اند. 

متأسفانه پس ازگذشت 60سال،هنوز اسنادوزارت امورخارجهء دولت انگلیس وسازمان های تابعِ آن دربارهء رویدادهای 25تا28مرداد32منتشرنشده.«آتش گرفتن وسوختن بسیاری ازاسنادسازمان سیا در رابطه باسقوط دولت مصدّق»!!(بقول مسئولان سازمان سیا)نیزدرک کامل،همه جانبه وچندلایهء وقایع مربوط به سقوط آسان وحیرت انگیزِدولت مصدّق را دشوار می سازد.ازطرف دیگر،آغشته بودنِ بیشترِروایت هابه «مصالح ایدئولوژیک»وآمیختگی آنها به عواطف و مأنوسات سیاسیِ«شکست خوردگان»(خصوصاًحزب توده)،تحلیل منصفانهء این رویدادمهم را دشوارترمی کند.

برخلاف نظربرخی ازمنتقدان،من هیچ انگیزه ای برای تحقیریااستخفافِ قهرمان اصلی کتاب(دکترمحمدمصدّق)نداشتم،ضمن اینکه اعتقادداشته ودارم که مصدّق نیز-مانندبسیاری ازدولتمردان آن دوران-خالی ازخَبط و خطانبوده است.

درحالیکه روشنفکران ورهبران سوسیالیست شیلی ضمن نقدعملکردهای چپ روانهء خود در وقوع کودتای خونبارِ«پینوشه»علیه دولت«آلنده»،ازملّت شیلی عذرخواهی کرده و راه تفاهم و آشتی ملّی برای استقرار دموکراسی را هموارکرده اند،برای روشنفکران و رهبران سیاسی ایران،گوئی که تاریخ،در«28مرداد32»متوقّف شده است.«انقلاب شکوهمنداسلامی»-ازجمله-محصول همین«توقّف»یا«تعطیلیِ تاریخ»بود.بااین باور،سال ها پیش نوشته بودم:

آيندگان به تكرار دوباره ء اشتباهات ما نخواهند پرداخت به اين شرط كه امروز ما ـ اكنونيان ـ رو در رو با تاريخ،گذشته و حال را از چنگ تفسيرهاى انحصارى يا ايدئولوژيك آزاد كنيم. براى داشتن فردائى روشن و مشترك،امروز بايد تاريخى ملى و مشترك داشته باشيم».

براین اساس کوشیدم تابه رویدادهای مبهم و پیچیدهء 25 تا 28مرداد32-نگاهی تازه داشته باشم بااین اعتقادکه هرنگاه تازه ای  می تواندناکامل ونارسا باشد.ازطرف دیگر،کتابی که در صَدَدِ«آسیب شناسی شکست ازانقلاب مشروطیّت تا انقلاب اسلامی»بود،به سان«بحردرکوزه»-ضرورتاً-دربارهء دوران پُرآشوب حکومت دکترمصدّق با ایحاز و اختصارفراوان همراه بود؛ایجاز و اختصاری که-گاه-موجب اخلال و ابهام دربرخی مطالب ومستندات کتاب شد.خوشبختانه استقبال چشمگیرخوانندگان و تجدیدچاپ های متعدّد کتاب درداخل وخارج کشور ونیزچاپ پنجم کتاب ازطریق اینترنت،تکمیل مطالب و مستندات«آسیب شناسی…» راضروری ساخت؛ازجمله،افزودنِ بخش های زیر:

-دکترمحمدمصدّق؛فصل ناتمام،

دکترمحمّدمصدّق ومحمّدعلی فروغی:دو روِش ومنِش ِ سیاست ورزی درایران معاصر،

-دکترمظفربقائی؛قربانی حمّام فین حزب توده»، 

از«اردیبهشتِ دوزخی»تا«مرداد ماهِ خاموش»!

و…

ترجمهء انگلیسی بخشی ازکتاب نیزبرای پژوهشگران خارجی می تواندچشم اندازِ تازه ای دراین باره  بشمارآید به طوری که نشریهء معتبراشپیگل درمعرفی کودتاهای معروف جهان(مانندکودتای شیلی و…)،هیچ اشاره ای به«کودتای 28مرداد32»نکرده است!

 

کودتای ترکیه ورویداد28مرداد32

رویدادِشب 25مرداد32 ونقش تعیین کنندهء سازمان افسران حزب توده بهنگام ارائهء فرمان عزل مصدّق توسط سرهنگ نصیری ومقایسهء آن باکودتای اخیرترکیه،ضمن اینکه شباهت هاو تفاوت های این دو رویدادمهم رابرجسته می کند،درعین حال نشان می دهدکه پیدایش کودتاها وانقلاب هادرکشورهای خاورمیانه-عموماً-فاقد ملزومات ومشخّصات کلاسیک آنها است که غالباًازدیدمفسران و پژوهشگران غربی  نادیده  می مانَند.

اردوغان-مانندمصدّق-فاقداکثریّت لازم درمجلس بود و ازاین نظر،برای تثبیت موقعیّت سیاسی و پیشبُردِ برنامه هایش به چیزی به نام«کودتا»،نیازاساسی داشت،هم ازاین روست که  برخی ازتحلیگران،«کودتا»را«ساخته وپرداختهء اردوغان برای سرکوب و پاکسازی مخالفان و تغییرقانون اساسی ترکیه»دانسته اند،بنابر نشریهء فایننشال تایمز (19ژوئیه2016):«اردوغان،حتّی قبل از کودتا، لیست کسانی که باید دستگیر شوندرا آماده کرده بود».این امرنیز یادآورِِ لیست نام«کودتاچیان»(ازجمله سرهنگ نصیری)است که روزهای قبل از 25مرداد-بارها -توسط نشریات حزب توده به اصطلاح«افشاء»شده بود ودولت مصدّق ازآنها  آگاهی داشت.اینگونه شباهت ها  یادآورِ نظرِ دکترمظفربقائی است که وقایع شب 25مرداد را «کودتای ساختگی دکترمصدّق»نامیدکه«برای تکمیل کودتای مصدّق[انجام رفراندوم غیرقانونی وانحلال مجلس]این کودتای قلّابی رابه وجودآوردند». 

 

شاهد،26مرداد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ازاین گذشته،گرایش اخیرِاردوغان به روسیه وابرازمخالفت های وی نسبت به سیاست های آمریکا،یادآورِبرخی مواضع دکترمصدّق دراین باره است.ازطرف دیگر،اقدامات اردوغان در پاکسازی ارتش،آموزش وپرورش،دستگاه قضائی وتعطیل نهادهای مدنیِ ترکیه نشان می دهدکه حکومت های پوپولیستی درخاورمیانه درسوءاستفاده از احساسات توده های مردم به منظورتحکیم قدرت سیاسی شان،ازشیوه هاوعملکردهای مشابهی استفاده می کنند.ازاین گذشته،فراخوان اردوغان ازطریق رادیو-تلویزیون ها وحضورهوادارانش درمساجدوخیابانها و عدم درخواست یااستمداددکترمصدّق ازمردم ازطریق رادیو ودرنتیجه،خالی گذاشتن خیابان های تهران درروز28مرداد32ماهیّت متفاوت رویداد28مرداد32بارویدادِاخیرترکیه را   نشان می دهد. 

 

«خطّ سوم» و رویداد 28مرداد32:

ماجرای سقوط آسان و حیرت انگیزدولت مصدّق،تاکنون-بیشتر- ازمنظر«کودتا»یا«قیام ملّی»بررسی گردیده وجنبه های روانشناسی وشخصیّتی قهرمان اصلی آن(دکترمصدّق)موردِغفلت قرارگرفته است،درحالیکه می دانیم  بسیاری از شخصیّت های مهم سیاسی در لحظات حسّاس باتصمیم وعزم و ارادهء فردی خود،مسیرحوادث را  تغییرداده اند.ازاین زاویه،«خط سوم»ضمن پذیرفتن وجودِطرح کودتای دولت های آمریکاوانگلیس برای سرنگونی دولت مصدّق(ت.پ.آژاکس)،این ماجرا را اززاویهء دیگری بررسی کرده که متأسفانه تاکنون موردتوجهء«مدافعانِ نظریهء کودتا»قرارنگرفته است.

علاوه براین،«خط سوم»باطرح نکات مهمی،چشم اندازِتازه ای برای اندیشیدن وشناخت بهتر رویداد28مرداد32 ترسیم می کند.ما دربحثی  نشان داده ایم که مطبوعات ونشریه های آن دوران،بازتاب جامعه ای است که دکترکاتوزیان -به درستی-آنرا«جامعهء کلنگی»نامیده است،جامعه ای که درآن،اندیشه واعتدال وادب سیاسی جای خودرا به قهر و خشونت و تخریب داده بود:

حوالهء سرِدشمن  به سنگِ خاره کنم!

درواقع،اتحادملّی وانسجامی که یک سال پیش،باعث«قیام ملّی30تیر»شده بود،درآستانهء 28مرداد32،کاملاًفروپاشیده و بربادرفته بود زیرا:بُن بست در مذاکرات مربوط به نفت،تحریم های نفتی و درنتیجه: بحران های اقتصادی ومالی دولت مصدّق،قدرت نمائی های روزافزون حزب توده واعتصابات متعدّدکارگری، وسرانجام:رفراندوم مشاجره انگیزِدکترمصدّق،انحلال مجلس و حوادث شب25مرداد(بهنگام ابلاغ فرمان شاه مبنی بر عزل مصدّق) سقف انتظارات،التهابات و احساسات حاکم برجامعه و ناشکیبائی های رهبران سیاسی راچنان بالا برده بودکه بیشترِیاران دکترمصدّق ورهبران برجستهء جنبش ملّی شدن صنعت نفت (خصوصاًآیت الله کاشانی،حسین مکّی،دکترمظفربقائی،ابوالحسن حائری زاده و… )،به صفِ مخالفان مصدّق پیوستندواین امر،دکترمصدّق را دچارتنهائی وانزوای شدیدی ساخته بود.

 

8-مصدق وکاشانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      دکترمصدّق وآیت الله کاشانی

مصدّق،حائری زاده و....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                از راست به چپ:

عبدالقدیر آزاد، حسین مکی، دکتر مصدق، ابوالحسن حائری‌زاده ودکتر مظفر بقایی

این«تنهائی»-باتوجه به قدرت نمائی های روزانهء حزب توده-می توانست برروحیه وروانِ حسّاس مصدّق تأثیرداشته باشد و باعث انفعال حیرت انگیزِ وی در28مرداد32 گردد.ما رَوَندِشکل گیریِ این انفعال آگاهانه وحیرت انگیزِ را چنین ترسیم کرده ایم:

1-خروج ناگهانی شاه ازایران-در25مرداد32-تأثیرات محسوسی در روحیّه وروان مردم عادی تهران  باقی گذاشت وخصوصاً عملکردهای حزب توده در سرنگونی مجسمه های شاه ورضاشاه و تغییرنام میدان ها وخیابان ها،مردم تهران ودیگرشهرهای مهم ایران را دچارترس و تردیدساخت واین هراس را به وجودآوردکه«آیا ایران،کمونیستی خواهدشد؟».

ملكی،نهضت ملّی و عدالت اجتماعی، ص205.

 

تظاهرات حزب توده

نمونه هائی از تظاهرات هواداران حزب توده

تظاهرات حزب توده 2

بابک امیرخسروی،عضوبرجستهء حزب توده وازمسئولان حزبی درروز28مرداد-ضمن اعتقادبراین که:«برای روز 28مرداد،نه كودتائی برنامه‌ريزی شده بود، و نه -اساساً- دشمنان نهضت ملّی پس از 25 مرداد، قادر به اجرای برنامه‌ای بودند»،دربارهء بی خبری رهبران حزب ازروحیّه و روان مردم عادی،می نویسد:

-«واقعيـّت اين است كه ما غرق در دنيای خودمان بوديم.كتاب‌ها و رُمان‌هائی كه می‌خوانديم،شيوهء زندگی ما،دامنهء معاشرت ما-حتّی با خانوادهء خود- و محافلی كه آمد و شد داشتيم، عالَم خود را داشت و ما را بتدريج از مردم جدا ساخته بود.در درون و عمق جامعه،واقعيـّت‌هائی جريان داشت كه ما نمی‌ديديم و يا ناديده می‌انگاشتيم  و اين‌ها ثمرات تلخ خود را در روز 28 مرداد ببار آورد.از جمله:ذهنيـّت تودهء مردم ِ آن ايـّام در قبال شاه و رژيم سلطنتی بود. اين مقوله، يك بارِ فرهنگی داشت كه طی سده‌ها و هزاره‌ها، در ناخودآگاهِ تودهء مردم   ريشه دوانده بود… سلطنت و شاه در جهان‌بينی و ناخودآگاهِ مردم، نوعی قُُدّوسيـّت داشت، گوئی بخشی از فرهنگ ما بود!»

نگاه کنیدبه:نگاهی ازدرون به نقش حزب تودهء ایران،صص581-615.

 

28مرداد32

 

2-درسراسرروزهای 25تا28مرداد،مصدّق در جستجوی شاه بودبه طوری که ضمن قبول عزل خويش توسط شاه،به پسرش،دكتر غلامحسين مصدّق،می گفت:

-«میخواهم ببينم حالا كه[شاه] مرا عزل كرده،كجا گذاشته رفته؟ چكار كنم؟ مملكت را دست چه كسی  بسپارم و بروم؟ ». 

مصدّق ،غلامحسين،تاريخ شفاهی هاروارد،بکوشش حبيب لاجوردی،ژوئيۀ 1984، ص 12 ،نوار شمارۀ 12.

3- در عصر روز 27 مرداد مصدّق معتقد شده بود:

از پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاه درخواست شود تا هرچه زودتر به ایران مراجعت فرمایند».

                   مصدّق،خاطرات وتألّمات، صص272-273.

باچنین اعتقادی، ازشامگاه 27مرداد،دستگیری تظاهرکنندگان حزب توده آغازشدبطوری که بقول نورالدین کیانوری: حدود 600 نفر از افراد، مسئولین و كادرهای حزب توده دستگیر شدند و این امر، ضربهء بسیار مهلكی بر ارتباطات حزب توده وارد ساخت.

كیانوری، ص268؛ كیانوری، «حزب توده و مصدّق»، نامهء مردم، شمارهء 1 و2، 1359، صص5-6.

4- باتوجه به خلع سلاح كامل نيرو هاى زُبدۀ«گارد شاهنشاهى»ودیگر واحدهای ارتش توسط دولت مصدّق ودستگيرى افسران عاليرتبۀ منسوب به كودتا(در25مرداد32)مخالفان نظامى مصدّق،فاقدنیرو و توان لازم برای انجام کودتا در28مرداد بودند.

5 – بقول عموم شاهدان و صاحب‌نظران: در28 مرداد32،هر پنج واحدِ ارتش، مستقر در پادگان‌های تهران، به دکتر مصدّق وفادار بودند و نیروهای هوادار کودتا،حتّی برای اجرای یک عملیّات محدود شهری نیز نیروی لازم  نداشتند آنچنانکه بقول سرهنگ غلامرضا نجاتی(سرهنگ هوائی وهوادار پُرشور دکتر مصدّق):

  -«در نیروی هوائی، بیش از 80 در صد افسران و درجه‌داران از دولت مصدّق پشتیبانی می‌کردند …افسران جناح وابسته به دربار درنیروی هوائی- که اغلب شاغلِ پست های ستادی وفرماندهی بودند-با همۀ کوششی که به عمل آوردند، نتوانستند حتّی یک نفر خلبان را برای پرواز و سرکوب مردم، آماده کنند…درمرداد1332  در تهران، 5 تیپ رزمی وجود داشت و صدها تن افسر و درجه‌دار در پادگان‌های تهران حضور داشتند، ولی کودتاچیان با همۀ کوششی که به عمل آوردند نتوانستند حتّی یکی از واحدها را با خود همراه کنند…»

                           نجاتی،جنبش ملّی شدن صنعت نفت ایران،چاپ هفتم،ص386.

6-بابك اميرخسروى-کادربرجستۀ حزب توده كه خودشاهدحوادث28مرداد32 درخیابان های تهران بود-تأكيد مى كند:

هيچ واحدمنظم ارتشى درماجراى روز28مرداد32،شركت نداشت».

                                نگاهی ازدرون به نقش حزب تودهء ایران،ص628.

7-پس از دستگيری «ارنست پرون» (از عوامل دست اول طرح کودتا و جاسوس انگلیس در دربار) در صبح 25 مرداد 32 و كشف وسايل جاسوسی در اقامتگاه وی توسّط سرهنگ اشرفی (فرماندار نظامی دولت مصدّق در ‌تهران)،مصدّق ـ قبل از 28 مرداد ـ «پرون» را آزاد و در عوض،فرماندار نظامی‌ خويش (سرهنگ اشرفی) را بازداشت كرد!سرهنگ سررشته(هوادارِ پُرشوردکترمصدّق) تأكید می‌كند كه: سرهنگ اشرفی با كودتاچیان همكاری نداشت و توقیف او، كمك بزرگی به كودتا بود!

 سررشته، صص110-111و120-121 مقایسه كنید با: نجاتی، صص413 و603.

8-با وجود مخالفت شديد سرتيپ رياحی(رئيس ستاد ارتش دولت مصدّق) و ديگران،به دستور و اصرار مصدّق،سرتيپ محمّد دفتری-که معروف به همدستی با «كودتاچيان» بود-ضمن  حفظ رياست نيروهای مسلّح گمرك،به رياست فرمانداری نظامی  تهران ونیزهمزمان،به رياست شهربانی كلّ كشورمنصوب شدولذا،این سه بازوی مسلّح دولت مصدّق،منفعل یا دراختیار مخالفان مصدّق قرارگرفت.

9-باوجودخواهش یاران نزدیک مصدّق برای فراخواندن مردم به خیابان ها ویا استمدادکمکِ مردمی ازطریق رادیو،دکترمصدّق (برخلاف اردوغان درترکیه)ازانجام این اقدام حیاتی  خودداری نمود،ازاین رو، درسراسرروز28مرداد رادیوتهران به پخش برنامه های عادی واعلام نرخ اجناس وکالاها مشغول بود!

10-باوجود اصرارِبرخی ازیاران دکترمصدّق،خصوصاًً دکترفاطمی،مبنی برتوزیع اسلحه دربین نیروهای حزب توده،دکترمصدّق ضمن امتناع حيرت انگيز درمقابله با«كودتاچيان»،از هوادارانش خواست تا درخانه های شان بمانند واز هرگونه تظاهرات ضدسلطنتی در روز28مرداد خودداری کنند(درست برخلاف اردوغان درترکیه).مهندس زیرك‌زاده(که از ساعات اولیـّه روز 28 مرداد در خانهء مصدّق بود)می‌گوید:

 در آن روز، واضح بود كه دكتر مصدّق مردم را در صحنه نمیخواهد…تمام آنهائی كه در آن روز در خانهء نخستوزیر (بودند) بارها و بارها، تكتك و یا دستهجمعی از او خواهش كردند اجازه دهد مردم را به كمك بطلبیم، موافقت نكرد و حتّی حاضر نشد اجازه دهد با رادیو مردم را باخبر سازیممصدّق با تقاضای او [دكتر فاطمی] برای خبر كردن مردم[ازطریق رادیو]مخالفت كرده بود.مصدّق نقشهء خودراداشت ونمی خواست درآن،تغییری بدهد».

زیرک زاده،پرسشهای بی پاسخ درسالهای استثنائی، صص140و 304، 311و322-325.

این تغییرموضع،هم بخاطرشرایط حسّاس سیاسی،وهم،ناشی ازطبع مسالمت جو وخشونت پرهیزِمصدّق بود.بقول دکتركاتوزیان:

این هم نمونه‌ای دیگر از وجود دو نیروی دیالكتیكی در سرشت مصدّق بود:جنگیدن بدون هراس و با توان بی حدّ و مرز در زمانی كه هنوز امیدی می‌بیند، و بعد،تغییر جهتی به همین قدرت و عقب‌نشینی كامل در زمانی كه همه چیز را از دست رفته می‌داند… ».

 Homa Katouzian, Musaddiq and the struggle for power in Iran ,pp. 14  and 6 .

متن فارسی،ترجمهء فرزانهء طاهری،ص20

11ـ ما-درمقالهء مستندی-به امکانات حیرت انگیز وقدرت نظامی-تشکیلاتی حزب توده درآستانهء 28مرداد اشاره کرده ایم،با توجـّه به قدرت نظامی-تشکیلاتی به نظرمی رسدکه مصدّق ادامهء نبرد را دیگر به سود خود و به صلاح ملّت ایران نمی‌دانست و بهمین جهت در بامداد 28 مرداد، پیشنهاد دكتر فاطمی مبنی بر: «به ستاد ارتش دستور داده شود تا اسلحه در اختیار توده‌ای‌ها بگذارند» را رد كرد

                           حسین مكّی، صص411-412

 مصدّق همچنین، درخواست رهبران حزب توده برای «توزیع ده هزار قبضه تفنگ و سلاح‌های سبك به منظور دفاع از دولت مصدّق» را رد نمود.

 Foreign Relations of the United States, volume X, 1951-1954, Editor in Chief John P. Glennon, Washington, 1989,doc  n° 362, p.784

مقایسه كنیدباجوانشیر،ص312؛شایگان، سیـّد علی، خاطرات،صص9-10؛ كیانوری، ص276،ورقا،ص186-187

دکترسپهرذبیح،متخصصّ تاریخ معاصرایران،استاد ممتازکالج«سنت مری»و سردبیرسابق روزنامهء باخترامروز(حسین فاطمی)دراین باره می نویسد:

-«هیأتی (که) از جانب حزب توده با مصدّق تماس گرفت نتوانست موافقت او را برای پخش اسلحه میان توده‎ای‎ها و جبههء ملّی‎‏های تندرو جلب کند.گزارش شده است که مصدّق به نمایندگان حزب توده و تنی چند از یاران وفادار خود گفته بود که ترجیح می‌دهد طرفداران شاه او را زجر کُش کنند، اما خطرِیک جنگ داخلی را نپذیرد

 The Mossadegh era: roots of the Iranian revolution. Lake View Press (Original from: University of Michigan),p121

ترجمهء فارسی،محمدرفیعی مهرآبادی،ص179،مقایسه کنیدبا:جوانشیر،ص307

12-  دکترانورخامه ای نیز-ضمن اشاره به قدرت نظامی وآماده باشِ سازمان افسران حزب توده و توان بسیج سازمان جوانان آن حزب- می گوید:

-«اگرمصدّق می خواست،حزب توده می توانست جلوی کودتارابگیرد».

روزنامۀ شهروند، بمناسبت 28 مرداد، شهريورماه 1386.

13-مهندس زیرک زاده ضمن تأکیدبراینکه:«از اواخر سال 1324 تا مرداد 1332 حزب توده هر وقت می خواست می توانست با یك كودتا تهران را تصـّرف كند»یادآورمی شود:

-«درروزهای بين 25تا28مرداد32 ّ حزب توده به دکترمصدق اطلاع می دهدکه کودتائی درپيش است وحزب توده حاضراست برای رفع آن به دولت کمک کند..معهذا [ ّ مصدق]کمک حزب توده را ردکرد…بخوبی می بینیم که مصدّق با ردکمک حزب توده  چه خدمت بزرگی به ملّت ایران کرده است».

 زیرك‌زاده، صص322-325.

14-باتوجه به ردِ کمک حزب توده توسط مصدّق و ناکامی این حزب برای ایجاد«ایرانستانِ وابسته به شوروی»،شایعهء خودکشی«آناتولی لاورنتیف»،سفیرفوق العادهء دولت شوروی درشامگاه 28مرداد32 معنای سیاسی خاصی می یابد!.«لاورنتیف»سازماندهء کودتای کمونیستی علیه«ادوارد بنِش»(Edvard Beneš)رئیس جمهورچکسلواکی بودکه به تازگی  واردتهران شده بود!

نگاه کنيدبه:خاطرات سياسی عبدالحسين مفتاح(معاون وزارت خارجۀ دولت مصدق)،انتشارات پرنگ،پاریس،1363،صص58-69و71.

مصدق ولاورنتف،سفیرشوروی

 

                      آخرین عکس تأمّل انگیز دکترمصدّق پیش از 28مرداد32

درملاقات با «لاورنتیف»،سفیر فوق العادهء دولت شوروی در تهران : 2 اوت 1953=11مرداد32

 

بنابراین:

-با وجودطرح کودتای آمریکاوانگلیس،معروف به«ت.پ.آژاکس»(مخفّف «پاکسازی ایران ازحزب توده»)،

-باوجودانحلال مجلس وصدورِفرمان عزل مصدّق توسط شاه،

-وباوجودآنکه عموم نیروهای نظامی وانتظامی و همهء رادیوها دراختیارمصدّق بودند،

می توان گفت که نگرانی مصدّق ازاحتمالِ افتادنِ ایران به دستِ نیروهای رزمندهء حزب توده،باعث چرخش عظیم و انفعال حیرت انگیزمصدّق درروز28مرداد32شد.شایدبه این خاطربودکه مصدّق-بعدها- به وکیل مورداعتمادش،سرهنگ بزرگمهر،گفته بود:

-«بهترین حالت همین بودکه پیش آمد!».

              کارنامهء حزب توده ورازشکست مصدّق،عبدالله برهان،ج2،ص190.

 

درهمین باره:

از«اردیبهشتِ دوزخی»تا«مرداد ماهِ خاموش»!،علی میرفطروس    

                      (زمینه و زمانهء رویداد28مرداد32)

فرستادن این مطلب برای دیگران